واسه رد شدن از سیم خاردارها،نیاز به یه نفر داشتن تا روی س
واسه رد شدن از سیم خاردارها،نیاز به یه نفر داشتن تا روی سیم خاردارها بخوابه،
و بقیه از روش رد بشن.
داوطلب زیاد بود......قرعه انداختند.
افتاد بنام یه جوون.
همه اعتراض کردند الا یه پیرمرد.
گفت:چیکار دارید!بنامش افتاده دیگه!
بچه ها از پیرمرد بدشون اومد.
دوباره قرعه انداختند.
بازم افتاد بنام همون جوون .
جوون بلافاصله خودش رو به صورت انداخت رو سیم خاردار.
بچه ها با بی میلی و اجبار شروع کردن به رد شدن از روی بدن جوون.
همه رفتن الا پیرمرد.
گفتند:بیا!
گفت:نه!شما برید!
من باید وایسم بدن پسرم رو ببرم برای مادرش!
مادرش منتظره!
و بقیه از روش رد بشن.
داوطلب زیاد بود......قرعه انداختند.
افتاد بنام یه جوون.
همه اعتراض کردند الا یه پیرمرد.
گفت:چیکار دارید!بنامش افتاده دیگه!
بچه ها از پیرمرد بدشون اومد.
دوباره قرعه انداختند.
بازم افتاد بنام همون جوون .
جوون بلافاصله خودش رو به صورت انداخت رو سیم خاردار.
بچه ها با بی میلی و اجبار شروع کردن به رد شدن از روی بدن جوون.
همه رفتن الا پیرمرد.
گفتند:بیا!
گفت:نه!شما برید!
من باید وایسم بدن پسرم رو ببرم برای مادرش!
مادرش منتظره!
- ۲.۰k
- ۱۵ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط