Dark life 🌚🌝

پارت اول 🌝🌚


سلام من ا/ت هستم ۱۸سالمه و ت دانشگاه yonsie ک تو شهر سونگدو اینچئون است رشته هنر درس میخونم
من ی خواهر بزرگتر از خودم دارم ب اسم ناهیون ک ۲۰سالشه



با صدای زنگ از خواب پاشدم باید میرفتم دانشگاه رفتم صورتمو اب زدم و ی مسواک زدم رفتم صبحانه خوردم اومدم و لباس دانشگام رو پوشیدم ی رژ کمرنگ زدم وگوشی و کیفمو ور داشتم
رفتم و سوار اتوبوس شدم ک ی پیرمرد خرفت اومد دستمو گرفت گفت
پیرمرد خرفت:خوشگله بیا پیش من بشین
ا/ت:برو بابا ت ی پات لبه گور چ جرعتی میکنی از این حرفا میزنی .
ی عالم بهش حرفای دیگ زدم پیرمرد از ترس رنگش شبیه گچ سفید شده بوده😂
رسیدم ب دانشگاه رفتم داخل ک باز تهونیگ دیدم تهونیگ هم دانشگاهی منه ت ی کلاس هم هستیم کارش همیشه اذیت کردن منه خیلی رو مخه
تهونیگ:به به کی تشریف اورده جوجه کوچولو چطوری گربه ک نخواست بخورتت 😂😏
ا/ت:ببند بابا برو انور میخوام برم سر کلاس😒
تهونیگ:اوه اوه بفرمایید ملکه درس خون برید سر کلاس وقتتون رو نمیگیرم 🤣

هوف بلاخره رفتم سرکلاس ت کلاس هم هی کرم میریخت
داشت با مداد ب پشتم میزد داشتم سوراخ میشدم
ک استاد صداش زد
استاد: کیم تهونیگ بیا پای تخته چ اینو حل کن
تهونیگ:چشم استاد

رفت و اشتباه حل کرد استاد هم برای اینک اشتباه حل کرده فرستادش گوشه کلاس همونجا واسته دلم انقد خنک شد حقش بود
زنگ تفریح بود رفتم ت حیاط ک ۰۰۰۰۰۰


پایان پارت اول ✨
اصکی ممنوع🚫
نویسنده:YOOA

فالو کنید.
دیدگاه ها (۳)

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات#part1_ات*اول صب با صدای الارم گوشی بی...

پارت چهارم | «فقط یه استاد»جمعه، بعد از آخرین کلاس، حیاط دان...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

پارت۳

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 2 | اولین روز دانشگاهصبح سئول با صدای زنگ گوشی...

ا/ت تمام روز به حرف‌های سوکجین فکر می‌کرد.«تصمیمی که می‌گیری...

علامت ا/ت:○علامت دیگران:_#سکوت_سرخ_پارت_پانزدهم فردا صبح، با...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط