#یاد_یاران

#یاد_یاران
ظرف غذایش که دست‌نخورده می‌ماند، وحشت می‌کردیم. مطمئن می‌شدیم حتماً گروهانی در یک ‌گوشه‌ی خطِ لشکر غذا نخورده.
این‌طوری اعتراض می‌کرد به کارمان.
تا آن گروهان را پیدا نمی‌کردیم و غذا نمی‌دادیم به‌شان، لب به غذایش نمی‌زد.
گاهی چهل‌‌وهشت ساعت غذا نمی‌خورد تا یقین کند همه غذا خورده‌اند.
#سپهبد_حاج‌قاسم_سلیمانی🌷


ว໐iภ ↬ @ramzeamaliyat
دیدگاه ها (۲)

#سلیمانی_چگونه_سلیمانی_شد... #فقط_برای_خداظرف غذایش که دست ...

ظرف غذایش که دست نخورده می ماند، وحشت میکردیم.مطمئن می شدیم ...

حاج قاسم

ظرف غذایش که دست نخورده می‌ماند، وحشت میکردیم. مطمئن میشدیم ...

‏غذایش را که نمی‌خورد، وحشت می‌کردیم.مطمئن می‌شدیم به عده ای...

#پارت چهل ودوم رُزامیر حسین : اگه مشکل داری خوب بفرما شما به...

📚#افتاب_در_حجاب♥️#قسمت68مامور میخندد و به دیگرى مى گوید:_این...

اینم فصل هفتم فصل آخر امیدوارم خوشتون اومده باشه خنده ام گرف...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁶(نایون+...

پارت دوم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتزنگ خورد و من و جیا رفتیم سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط