neo1376
۲۰۹
پسند
آمدی با تاب گیسو ،تا که بی تابم کنی
آمدی با تاب گیسو ،تا که بی تابم کنی
زلف را یکسو زدی،تا غرق مهتابم کنی
آتش از برق نگاهت ریختی بر جان من
خواستی تا در میان شعله ها آبم کنی
دانلود
۱.۱k
۱۰ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (
۴
)
آنان که شرم داشتند مُردند؛آتشسوزی در حمامهای زنان در قاهره...
فراتر از خویش
💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...
«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آنقدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...
#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...
پارت چهارم: «سکوت در عمق زخمها»عمارت در سکوت شب فرو رفته بو...
**پارت ۱۴**ده دقیقه بعد، با چشمهایی که از شدت خشم و غرورِ ج...
سایههای کلاغپارت سیوهشتم | آخرین وارثشعلههای آتش، اطراف ک...
**عنوان: ضربانهای پنهان باران**سالن مجلل مهمانی پر از هیاهو...
### **پارت اول: سایههای عمارت غریبه**صدای تیکتاک ساعت دیوا...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین