قـَرار بود..

قـَرار بود..
مـرگـ مآرا از هـَمـ بِگیـرَد..
اینـ گونہ کہ تو بہ آغوشَشـ پَنآه بُردے..
حَتمـا او...
دُختریستـ... با موهاےِ مِشکے مَواجـ..
کہ تو اینـ جور.. دوستش دارے
و در خیابآنـ هایِ ساکتـ اینـ
شهـر با او.. قدم میزنیـ..و لبخَند جذابتـ روے لبانتـ نقاشی میشود.. :)
بہ مرگـ حسودیَمـ میشَود..
کآشـ بآ او نمیرفتی..
دیدگاه ها (۲)

پارت ۶۰

قسمت ده

سناریو ران

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۱بارون شدیدی می‌بارید.لو...

جنگل نفرین شده پارت ۱۲

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت سومروز بعد، ا/ت طبق معمول بعد از کلاس...

You are mine...تو مال منی...نام رمان: you are mine...ژانر:اک...

چند پارتی بازیچه

Part ²²ویو لیلی وای در پارکینگ باز شد چقدر ماشین چقدر موتوره...

( last minute )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط