🍃 🌺 🍃 🌺 🍃 🌺 دیدم تو خواب وقت سحر

🍃 🌺 🍃 🌺 🍃 🌺 دیدم تو خواب وقت سحر
شهزاده ای زرین کمر
نشسته بر اسب سفید
میومد از کوه و کمر

میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش
میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش

کاشکی دلم رسوا بشه
دریا بشه این دو چشم پر آبم
روزی که بختم وابشه
پیدا میشه اون که وامد تو خوابم

شهزاده رویای من شاید تویی
اون کس که شب در خواب آید تویی تو

از خواب شیرین ناگه پریدم
او را ندیدم دیگر کنارم بخدا
جانم رسیده از غصه بر لب
هر روز و هر شب در انتظارم بخدا

دیدم تو خواب وقت سحر
شهزاده ای زرین کمر
نشسته بر اسب سفید
میومد از کوه و کمر

میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش
میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش 🍃 🌺 🍃 🌺 🍃 🌺
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱ ( آسانسور عشق ) ات ویو ی روز خیلی خسته کننده رو تمام ...

وقتی گرگینه بود📎پارت ۴ولی انگار سرنوشت چیز دیگری رقم زده بود...

My lovely neighbor part : ۷۳

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۴ *آوا*تا دیدم اون دختره دیوونه ت...

Love&HateP.8"بازم ویو رامیلا" مامانم داشت در مورد مراسم حرف ...

مافیای من

عشقی حقیقی پارت ۱۴

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹⁵ویو روزالین__________ص...

تکپارتی از شوگا وقتی دخترش بودی ولی اصلا دوستت نداشت:)سلام م...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط