عاشقانه

قطره ی اشکت مرا تا اوج نابودی کشید
قلب من با خیسی چشمان تو بس می تپید
آن نگاهت حس و حال دیگری امروز داشت
لحظه ای که هر دو دستانم گل یاس تو کاشت
نازَکَم شادابی آن صورتت ویران شده
این دلم با دیدنت سرگشته و حیران شده
طاقت یک لحظه دردت را ندارم ای رفیق
خالصانه دوستت دارم به دل پاک و عمیق
رمز و راز چشم تو جان و دلم آشوب کرد
شهر چشمان مرا در خلوتم مرطوب کرد
بغض خود را در گلو پنهان که کردی گم شدم
اشک چشمی بیصدا در دیده ی مَردُم شدم...
دیدگاه ها (۲)

‌ ‌ ﮲ 📜 ‌‌٬ ‌تو را که دیدم؛ عاشق روزهای افتابی شدم،و منی که ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

قسمت ۷

محبوب من:🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از ...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

عاشقانه های شبنم

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۵**ویو آت**مرکز خرید مثل همیشه شل...

قسمت ۶

پارت سوم❤️کاتسوکی چند ثانیه دیگر به صورتش خیره ماند؛ انگار م...

🔴 داستان کوتاهجوانی با شیخ پیری به سفر رفت. جوان در کنار برک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط