{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#فراموشم_کن:)

#فراموشم_کن:)
رفتم تو ساختمون
بر خلاف شرکت من محیط داخلش خیلی مرتب و قشنگ بود.
کلی دوربین نصب شده بود
محافظای زیادی هم گوشه و کنارش دیده میشد
خب اینا که اینهمه محافظ و بادیگارد دارن. منو می خوان چیکار؟ :|

در یکی از اتاقا باز شد و یه آقاهه اومد بیرون و گفت :
- خانوم؟ محافظ جدید شمایین؟
+ بله
- بفرمایین رئیس باید توضیحاتی رو بهتون بدن

وارد اتاق شدیم.

یا خداااا. این رئیسه؟ گوریلیه واسه خودش :||
دلم واسه رئیس خودم تنگ شدᶘಠᴥಠᶅ
این کیه آخه؟
الان یعنی من زیردست ایشونم؟

سرتاپامو بررسی کرد و گفت:
سلام. بنگ شی هیوک هستم . رئیس کمپانی.
از تو شوک در اومدم و گفتم :
هااااا بله بله . آ/ت شی هستم
و کارتمو نشونش دادم

- خب باید همین اول یه چیزایی رو براتون توضیح بدم.
شما برای حفاظت از پسرامون اینجایین و باید به عالی ترین شیوه ازشون محافظت کنی و وظیفتو جدی بگیری.
اینکه همه جا باید همراهشون باشی اما حق دخالت تو کار هاشونو نداری.
حرفی کاری چیزی، دیدی یا شنیدی اجازه نداری به زبون بیاریشون
.
سعی کنی از خشونت کمتر استفاده کنی خصوصا در مقابل فن ها و طرفدارا
حق سو استفاده از موقعیت و جایگاهتو نداری.
میدونم هنوز مجردی پس سعی نکن براشون مزاحمت ایجاد کنی
متوجهی؟

چقد فک زد(>_<)
بابا فهمیدم این بی تی اِستون عتیقس!!!
بر خلاف چیزایی که تو مغزم میگذشت گفتم :
بله. یادم میمونه.
- خوبه پس همراه من بیاین باید باهاشون آشناتون کنم.

و همراهش به سمت طبقه آخر حرکت کردیم...



https://wisgoon.com/pin/35534250/
این پست برای نظر همیشه بازه
دیدگاه ها (۱)

Enemys Embrsce [ part ۱۳ ]

dark life=23

### پارت ۹: شکارِ سایه در شبِ بی‌پایانبعد از اون اتفاق، عمار...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓‌Part 2‌هان با تمام توانش دستش را عقب کشید.هان: گف...

╭─── ⋆⋅☆⋅⋆ ───╮🎀 پارت ۴ 🎀╰─── ⋆⋅☆⋅⋆ ───╯ویو آلیامنی که به فک...

خنده ی ممنوعه.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط