پارت ⁴
پارت ⁴
سانا:سلام عشقم این دختره کیه
جیهوپ:از پرورشگاه ارودمش از این به بعد تو مادرشی
سانا:واقعا(ذوق الکی ولی بچه هارو دوست داره)
ات:سلام مامان من اسمم کیم ات هست و با هر اسمی دوست دارین صدام کنین
سانا:باشه
جیهوپ:خب بریم بشینیم
ات ویو
نشستیم زیاد حس خوبی به سانا ندارم
سانا:عه عشقم میگم من برم دستشویی میام
رفت
ات:عام پدر میشه با مامان هم راحت باشم
جیهوپ:باشه دخترم اشکال نداره
که یهو یک مردی که انگار مافیا بود اومد نشست روبروم و اسمش سوهو بود.
سوهو:به به سلام اقای جانگ میبینم دختر داری و اومد کنار ات نشست و خودشو نزدیک به ات کرد که ات یک لگد زد به شکمش و گفت
ات:گوه خوردی به من نزدیگ میشی مرتیکه عوضی
سوهو:اومم زورت خوبه ولی به زور من نمیرسه که جیهوپ پاشد و مشت زد تو دهنش
جیهوپ:حق نداری نزدیکش بشی
سوهو :اومم از دخترت خوشم میاد به زودی مال خودم میکنمش
که سوهو اومد دستمو محکم گرفت و من یک لگد و مشت محکمی زدم که دیگه نا نداشت
و رفتم بیرون و میخاستم یکم هوا بخورم برای همین نشستم رو صندلی هندزفری مو دراورد و اهنگ گذاشتم
جیهوپ ویو
سانا اومد گفت کار فوری براش پیش اومد و رفت اتم که سوهو رو زد و رفت بیرون رفتم دیدم هندزفری تو گوشش اهنگ گذاشته رفتم پیشش و دستمو رو شونش گذاشتم میخواست مشت بزنه بهم که تا منو دید هندزفری شو دراورد
____________________________________________
ات:پدر میخام یکم تنها باشم
جیهوپ:یااا بغلش کرد
ات:بغلش کرد و گریه کرد
جیهوپ:یاااا گریه نکن اشکای خوشملتو پاک کن و الان بریم یک جا دیگه شام بخوریم
و ات همچنان بغلش کرده بود
ات:خیلی خوبه که تورو دارم(بغض
جیهوپ:هرچقدر میخای گریه کن بعدش بریم سوار ماشین شیم مامانی هم الان میاد خونه
ات:> مرسی بابایی
و رفتیم بیرون و رفتیم یک رستوران خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی لوکس
جیهوپ:چی میخوری
ات: من کیمچی میخورم
جیهوپ:منم کیمباب میخورم
و فذا حاظر شد داشتیم میخوردیم که
جیهوپ گوشیش زنگ خورد
ناشناس:میخوای ببینی الان عشقت تو خونه داره چیکار میکن
جیهوپ:چیکار
ناشناس:بیا خونت و ببین
جیهوپ:ات بیا بریم خونه
ات:اوکی
رسیدیم خونه دیدیم صدای اه میاد رفتیم دیدیم سانا داره به پسره سواری میده البته ات تو اتاقشه
جیهوپ:گمشو بیرون
سانا:نه ببین
جیهوپ پسره و سانا رو کرد بیرون
ات اومد پایین
سانا:سلام عشقم این دختره کیه
جیهوپ:از پرورشگاه ارودمش از این به بعد تو مادرشی
سانا:واقعا(ذوق الکی ولی بچه هارو دوست داره)
ات:سلام مامان من اسمم کیم ات هست و با هر اسمی دوست دارین صدام کنین
سانا:باشه
جیهوپ:خب بریم بشینیم
ات ویو
نشستیم زیاد حس خوبی به سانا ندارم
سانا:عه عشقم میگم من برم دستشویی میام
رفت
ات:عام پدر میشه با مامان هم راحت باشم
جیهوپ:باشه دخترم اشکال نداره
که یهو یک مردی که انگار مافیا بود اومد نشست روبروم و اسمش سوهو بود.
سوهو:به به سلام اقای جانگ میبینم دختر داری و اومد کنار ات نشست و خودشو نزدیک به ات کرد که ات یک لگد زد به شکمش و گفت
ات:گوه خوردی به من نزدیگ میشی مرتیکه عوضی
سوهو:اومم زورت خوبه ولی به زور من نمیرسه که جیهوپ پاشد و مشت زد تو دهنش
جیهوپ:حق نداری نزدیکش بشی
سوهو :اومم از دخترت خوشم میاد به زودی مال خودم میکنمش
که سوهو اومد دستمو محکم گرفت و من یک لگد و مشت محکمی زدم که دیگه نا نداشت
و رفتم بیرون و میخاستم یکم هوا بخورم برای همین نشستم رو صندلی هندزفری مو دراورد و اهنگ گذاشتم
جیهوپ ویو
سانا اومد گفت کار فوری براش پیش اومد و رفت اتم که سوهو رو زد و رفت بیرون رفتم دیدم هندزفری تو گوشش اهنگ گذاشته رفتم پیشش و دستمو رو شونش گذاشتم میخواست مشت بزنه بهم که تا منو دید هندزفری شو دراورد
____________________________________________
ات:پدر میخام یکم تنها باشم
جیهوپ:یااا بغلش کرد
ات:بغلش کرد و گریه کرد
جیهوپ:یاااا گریه نکن اشکای خوشملتو پاک کن و الان بریم یک جا دیگه شام بخوریم
و ات همچنان بغلش کرده بود
ات:خیلی خوبه که تورو دارم(بغض
جیهوپ:هرچقدر میخای گریه کن بعدش بریم سوار ماشین شیم مامانی هم الان میاد خونه
ات:> مرسی بابایی
و رفتیم بیرون و رفتیم یک رستوران خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی لوکس
جیهوپ:چی میخوری
ات: من کیمچی میخورم
جیهوپ:منم کیمباب میخورم
و فذا حاظر شد داشتیم میخوردیم که
جیهوپ گوشیش زنگ خورد
ناشناس:میخوای ببینی الان عشقت تو خونه داره چیکار میکن
جیهوپ:چیکار
ناشناس:بیا خونت و ببین
جیهوپ:ات بیا بریم خونه
ات:اوکی
رسیدیم خونه دیدیم صدای اه میاد رفتیم دیدیم سانا داره به پسره سواری میده البته ات تو اتاقشه
جیهوپ:گمشو بیرون
سانا:نه ببین
جیهوپ پسره و سانا رو کرد بیرون
ات اومد پایین
- ۶.۳k
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط