تو اون دنیا می بینمت :) p12

تهیونگ: ایرانی؟! اینجا چیکار می کنی؟
آت: به کره مهاجرت کردم به خاطر
گروه بی تی اس
تهیونگ: بی تی اس؟ بی تی اس دیگه چیه؟!
آت شوک شد آروم گفت: یه گروه موسیقیه
تهیونگ: خب
آت: و یه عضو اون گروه چهره اش کپی چهره ی شماست و اسمشم مثل شما تهیونگه...
تهیونگ چیزی نگفت بعد ۱ دقیقه گفت:
مگه میشه؟!جونگ هو نظرت چیه؟
جونگ هو : نمیدونم قربان
تهیونگ: چجوری اینجا اومدی؟
آت: توی جنگل بودم که یه دروازه آبی شفاف دیدم و واردش شدم که از اون باق سر در آوردم، نمی دونم چجوری فقط خیلی عجیبه
جونگ هو: انتظار داری ما این خیال بافی ها رو باور کنیم؟
آت: به خدا دروغ نمیگم من خودمم هنوز توی شوکم
جونگ هو:ولی...
تهیونگ : بسه جونگ هو، بخاری رو روشن کن

#تهیونگ
#فیک
#BTS
دیدگاه ها (۰)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

مهمونی خطرناکپارت=15ویو ات:به جونگ کوک گفتم لباسشو عوض کنه و...

صبح روز بعد، ات با صدای باز شدن در اتاق از خواب بیدار شد.چشم...

dark life = 26

چندپارتی جونگ کوک

یه شروعِ غیرمنتظره… رمان جدید در راه است! ✨)اتفاق‌ها همیشه و...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓...

کامنت تهیونگ زیر پست یکی از آرمی ها در ویورس :🐻💌💜: تهیونگ‌نی...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۲7کانگ جون با عجله برگشت داخل.— ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط