مادرم سه قانون داشت
مادرم سه قانون داشت
عاشق شو
عاشق بمان
و عاشق بمیر
بابا مے خندید
و مثل تمام مردهاے آن روزے
عشق را کیلویے چند صدا مےزد
خواهرم
قانون اول را خیلے دوست داشت
آنقدر زیاد
که هر روز لابه لاے فرمول هاے ریاضےو حساب
چند بار مرورش میکرد
تا شاید
مردےپیدا شود برای اِثباتش
برادرم
دومے را
مادرزادے عاشق بود
گنجشک هاے لبِ ایوان را "خاتـون" صدا مے کرد
و به شمعدانے هاے روےطاقچه مے گفت "بانـو"
و حوض حیاط
چقدر شبیه قانون سوم بود
هیچ وقت آب نداشت
ولے از هر طرف که نگاهش مےکردے
دو ماهے سرخ را
همیشه توے ذِهنش مےرقصاند
من اما
آدمے بودم “ قانون مدار”
عاشقت شدم
عاشقت هستم
و این عشقت ...
راستے مَن
چند وقتے هست که مُرده ام
حمیدِجدیدے°
عاشق شو
عاشق بمان
و عاشق بمیر
بابا مے خندید
و مثل تمام مردهاے آن روزے
عشق را کیلویے چند صدا مےزد
خواهرم
قانون اول را خیلے دوست داشت
آنقدر زیاد
که هر روز لابه لاے فرمول هاے ریاضےو حساب
چند بار مرورش میکرد
تا شاید
مردےپیدا شود برای اِثباتش
برادرم
دومے را
مادرزادے عاشق بود
گنجشک هاے لبِ ایوان را "خاتـون" صدا مے کرد
و به شمعدانے هاے روےطاقچه مے گفت "بانـو"
و حوض حیاط
چقدر شبیه قانون سوم بود
هیچ وقت آب نداشت
ولے از هر طرف که نگاهش مےکردے
دو ماهے سرخ را
همیشه توے ذِهنش مےرقصاند
من اما
آدمے بودم “ قانون مدار”
عاشقت شدم
عاشقت هستم
و این عشقت ...
راستے مَن
چند وقتے هست که مُرده ام
حمیدِجدیدے°
- ۸۴۵
- ۱۷ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط