بهت یک نصیحت می‌کنم؛ شایدم یک وصیّت!

بهت یک نصیحت می‌کنم؛ شایدم یک وصیّت!
«آن چیست؟»
«روزشماری مکن! حتّی اگر فکر می‌‌کنی در مهلکه افتاده‌ای روزشماری مکن! حالا هم لحظه‌ شماری مکن!
شب نمی‌تواند تمام نشود.
طبیعت شب آن است که برود رو به صبح. نمی‌تواند یک‌جا بماند. مجبور است بگذرد. اما وقتی تو ذهنت را اسیر گذر لحظه‌ها کنی، خودت گذر لحظه‌ها را سنگین و سنگین‌تر می‌کنی؛ بگذار شب هم راه خودش را برود.»

✏️ #محمود_دولت‌آبادی #سخن_بزرگان #سخن #حرف_حساب #نصیحت #وصیت #زندگی #خوشی #طبیعت

کانال تلگرام و اینستاگرام 🌸مهر بانو ۲۰۱۸🌸
@MehrBanooo_2018
دیدگاه ها (۱)

part 9

✔️یه وقت‌هایی باید یاد بگیری بعضی اتفاق‌ها رو همون‌جایی که ا...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

اتاقی که وجود نداشت(part3)روزهای بعد، خانه دیگر به اندازه‌ی ...

.....پارت چهارم.....

پروانه جان

### 💗 قولی که شکستیساعت از دوازده شب گذشته بود که صدای باز ش...

𝖕𝖆𝖗𝖙4اتاق مارال رو به باغ شرقی قصر بود. صبح‌ها، نور از میان ...

007-پنهان در مه - پارت ۹۳

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۲۳ | «حرفی که نصفه ماند» 🖤...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط