part52
یک ساعت بعد
ا/ت: من اومدم
کوک: دیر کردی؟
ا/ت: ترافیک بود
جینسو: کلاه پوشیدی تر** زدی تو موهات
کوک: اِ جینسو، بزار موهاتو ببینیم
ا/ت: صبر کن جینسو من کلاه پوشیدم که یه وقت کسی عاشقم نشه
مینسو: عاشقت بشه کی عاشق تو میشه من نفهمیدم این چطور عاشقت شده
کوک: این اسم داره و اینکه اینو راستمیگه منم خودم اینو نفهمیدم
یانگسو:جونگکوک تعجب کردم که تو خوشتیپی جذابی دخترای خوشگل تر از ا/ت هم هست تو چرا ا/ت رو انتخاب کردی؟
کوک: اول اینکه به تو چه دوم اینکه ا/ت خیلیم خوشگله منم عاشقشم و اینکه من هیچوقت نگفتم ا/ت در جهان خوشگل ترین دختر جهانه ا/ت جان عزیزدلم این را بدان که من بین این همه دختر زیبا تورو انتخاب کردم قربونت بشم
ا/ت: 😁یانگسو راستش از حرفت ناراحت شدم
یانگسو: من منظور بدی نداشتم یه سوال از جونگکوک بود برمیگرده به حرفای دیشبمون
کوک: دهن منو باز کن میخوای دعوا راه بندازی؟
یانگسو: من حرفی نمیزنم دیگه ببخشید
مینسو: خواهر عزیزتر از جانم میخواهیم موهاتو ببینیم
ا/ت: ببین خوشگله صورتی فانتزی زدم
جینسو:وایی خیلی بهت میاد
ا/ت: واقعا؟
مینسو: اره خیلی خوشگله
یانگسو: اره خیلی خوشگله
کوک: قرار بود حرف نزنی
یوچان: خوشگل شدی
کوک: خوشگل بود
ا/ت: جونگکوک نظر تو چیه خوشگله؟
کوک: همم...
ا/ت: هممم چی؟ میخوام نظرتو بدونم نظرت برام مهمه
کوک: خوبه
ا/ت: همین؟
کوک: اره
جونگکوک بلند شد رفت یه لیوان اب خورد
ا/ت هم بلند شد رفت تو اتاقش فکر کنم با حرف جونگکوک دلش شکسته بود
جینسو: میتونستی بگی عالیه
کوک: تو رابطه ما لطفا دخالت نکن
یانگسو: خب بریم بیرون قرار بود بریم بیرون
مینسو: بریم
کوک: شما برید بعد من میام
جینسو: کار داری؟
کوک: میمونم کنار ا/ت یه ساعت دیگه میام
مینسو: غلط کردی بمونی اینجا
کوک: خب برید ده دقیقه دیگه با ماشین خودم میام
جینسو: باشه بریم
کوک
همه رفتن منم رفتم تو اتاق
تق تق تق
ا/ت: بیا
درو باز کردم دیدم ا/ت نشسته جلوی اینه زل زده خودش
کوک: خوبی؟
ا/ت: اهمم
کوک: با حرفم ناراحت شدی؟
ا/ت: یکم خورد تو ذوقم فردا میرم موهامو دوباره مشکی میکنم چون نظر تو برام خیلی مهمه
ا/ت
اومد نزدیکم دستمو گرفت چشماشو بست صورتشو به صورتم نزدیک کرد و شروع کرد به بوسیدنم بعد از چند ثانیه جدا شد
ا/ت: خیلی یهویی بود ترسیدم
کوک: ممنونم که نظرم برات مهمه و اینکه من نمیتونستم جلوی مینسو و جینسو اینکارو کنم
بعدش بغلم کرد و دست میکشد رو موهامو نوازششون
کوک: نظرم عوض شد تو واقعا خوشگل ترین زیبا ترین قشنگ ترین دختر در جهان هستی
ا/ت: واقعا بهم میاد؟
کوک: معلومه وقتی کلاهتو از سرت جدا کردی محو زیباییت شده بودم قلبم تند تند میزد نفسم بالا نمیومد نمیتونستم حرف بزنم اینارو دروغ نمیگم ا/ت من خیلی...
ا/ت: من اومدم
کوک: دیر کردی؟
ا/ت: ترافیک بود
جینسو: کلاه پوشیدی تر** زدی تو موهات
کوک: اِ جینسو، بزار موهاتو ببینیم
ا/ت: صبر کن جینسو من کلاه پوشیدم که یه وقت کسی عاشقم نشه
مینسو: عاشقت بشه کی عاشق تو میشه من نفهمیدم این چطور عاشقت شده
کوک: این اسم داره و اینکه اینو راستمیگه منم خودم اینو نفهمیدم
یانگسو:جونگکوک تعجب کردم که تو خوشتیپی جذابی دخترای خوشگل تر از ا/ت هم هست تو چرا ا/ت رو انتخاب کردی؟
کوک: اول اینکه به تو چه دوم اینکه ا/ت خیلیم خوشگله منم عاشقشم و اینکه من هیچوقت نگفتم ا/ت در جهان خوشگل ترین دختر جهانه ا/ت جان عزیزدلم این را بدان که من بین این همه دختر زیبا تورو انتخاب کردم قربونت بشم
ا/ت: 😁یانگسو راستش از حرفت ناراحت شدم
یانگسو: من منظور بدی نداشتم یه سوال از جونگکوک بود برمیگرده به حرفای دیشبمون
کوک: دهن منو باز کن میخوای دعوا راه بندازی؟
یانگسو: من حرفی نمیزنم دیگه ببخشید
مینسو: خواهر عزیزتر از جانم میخواهیم موهاتو ببینیم
ا/ت: ببین خوشگله صورتی فانتزی زدم
جینسو:وایی خیلی بهت میاد
ا/ت: واقعا؟
مینسو: اره خیلی خوشگله
یانگسو: اره خیلی خوشگله
کوک: قرار بود حرف نزنی
یوچان: خوشگل شدی
کوک: خوشگل بود
ا/ت: جونگکوک نظر تو چیه خوشگله؟
کوک: همم...
ا/ت: هممم چی؟ میخوام نظرتو بدونم نظرت برام مهمه
کوک: خوبه
ا/ت: همین؟
کوک: اره
جونگکوک بلند شد رفت یه لیوان اب خورد
ا/ت هم بلند شد رفت تو اتاقش فکر کنم با حرف جونگکوک دلش شکسته بود
جینسو: میتونستی بگی عالیه
کوک: تو رابطه ما لطفا دخالت نکن
یانگسو: خب بریم بیرون قرار بود بریم بیرون
مینسو: بریم
کوک: شما برید بعد من میام
جینسو: کار داری؟
کوک: میمونم کنار ا/ت یه ساعت دیگه میام
مینسو: غلط کردی بمونی اینجا
کوک: خب برید ده دقیقه دیگه با ماشین خودم میام
جینسو: باشه بریم
کوک
همه رفتن منم رفتم تو اتاق
تق تق تق
ا/ت: بیا
درو باز کردم دیدم ا/ت نشسته جلوی اینه زل زده خودش
کوک: خوبی؟
ا/ت: اهمم
کوک: با حرفم ناراحت شدی؟
ا/ت: یکم خورد تو ذوقم فردا میرم موهامو دوباره مشکی میکنم چون نظر تو برام خیلی مهمه
ا/ت
اومد نزدیکم دستمو گرفت چشماشو بست صورتشو به صورتم نزدیک کرد و شروع کرد به بوسیدنم بعد از چند ثانیه جدا شد
ا/ت: خیلی یهویی بود ترسیدم
کوک: ممنونم که نظرم برات مهمه و اینکه من نمیتونستم جلوی مینسو و جینسو اینکارو کنم
بعدش بغلم کرد و دست میکشد رو موهامو نوازششون
کوک: نظرم عوض شد تو واقعا خوشگل ترین زیبا ترین قشنگ ترین دختر در جهان هستی
ا/ت: واقعا بهم میاد؟
کوک: معلومه وقتی کلاهتو از سرت جدا کردی محو زیباییت شده بودم قلبم تند تند میزد نفسم بالا نمیومد نمیتونستم حرف بزنم اینارو دروغ نمیگم ا/ت من خیلی...
- ۶۶.۶k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط