پارت 1

_ وای نه دیرم شده اخه چرا روز اول مدرسه 10 دقیقه بعد _ من رفتم مامان : هی وایستا صبحانه بخور _ نه دیرم شده باید برم ، اها راستی جیمین کجاست ؟ خیلی وقت پیش رفت _ اها ، خب باشه من رفتم خدافظ خدافظ _ داشتم میدوئیدم که یهو به یک دانش اموز که کالاه و ماسک داشت برخورد کردم و برگه های توی دستش رو ریختم هی حواست کجاست ؟! اوه ! ببخشید حواسم نبود

ادامه دارد .......

حمایت کنید 😊عشقای منید 😘 بای
دیدگاه ها (۱)

سناریو در خواستیییی چیفویو

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۰ات دست نامی و گرفت نشوند رو تخت ات: نامی من واقعا دوست...

پارت آخر — قشنگ‌ترین خاطره 🌸سال‌ها از روز ازدواج جونگکوک و ن...

من امده ام وای وایهیهیهیهی🗣(ساعت ۷:۳۵ دقیقه کلاس۳)در حالی هم...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 1(ویو نلا) صبح زود با بر...

Like swan🦢#like_swan PT 18 ویو هویجی: خونه ی نامجون: شباومی ...

پارت: 32 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**صدای جیغ و همهمه‌ی تماشاچ...

اسم: عشق یک مافیا پارت ۱ویو‌ رونا: صبح زود بلند شدم رفتم سرو...

اینم رمانم...#پارت-اول-عشق-تمام-نشدنی:توی فرودگاهم...همینجور...

زندگی نامعلوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط