نامه مادر حیف نون به پسرش:

نامه مادر حیف نون به پسرش:
حیف نون جان سلام!
ما اینجا حالمان خوب است امیدوارم که تو هم انجا حالت خوب باشد.
این نامه را من میگویم و جعفر اقا کفاش برایت مینویسد. بهش گفتم حیف نون ما تا کلاس سوم بیشتر درس نخوانده و نمیتواند تند تند بخواند آرام ارام بنویس که فرزندم عقب نیوفتد.

وقتی تو رفتی ما هم از ان خانه رفتیم اما تو به ادرس قبلی نامه هایت را بفرست اخر پدرت پلاک خانه ی قبلی را اورده اینجا نصب کرده تا دوست و اشنا که میخواهند بیایند به زحمت نیافتند..
حسن اقا هم مرد. بنده ی خدا وصیت کرده بود جسدش را در دریا بیاندازند بیچاره پسرش اصغر وقتی میخواست برای پدرش قبر بکند زیر دریا نفس کم اورد و خفه شد.
راستی حیف نون جان میخواستم برایت پول بفرستم ولی وقتی یادم امد، که نامه را پست کرده بودم.
قربانت مادرت صغری.

این اخری داغونم کرد😑 😂 😂 😂 😂 😂
دیدگاه ها (۱)

𓆩 پارت ۶۳ 𓆪 🖤ات به خانه‌ی دوستش رسیده بود که صدای زنگ در بلن...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 23ویولت تمام مسیر برگشت را به نامه ف...

پارت ۲

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۰ | «حقیقتی که پنهان مانده...

part ⁴دست اجوما رو گرفتم و باهم از اون انباری خاک خورده اومد...

Iove and the moonPart22یونا: میگم کوک فردا شب دوتایی بریم شا...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط