خون آشام من p9

صبح شده بود کوک بیدار شده بود رفتش پایین پیش اعضا یکم فیلم دیدن و یکم کارت بازی کردن که کوک رفت بالا دید ملکش هنوز خوابه رفت کنارش دراز کشید یکم رفت توی گوشی تصمیم گرفت ملکشو بیدار کنه
کوک:ات
ات:
کوک اتتتتتتتتت
ات:(خروپف)
کوک:اگه بیدار بشی میریم پاساژ ها
ات:واقعا
کوک:الان واقعا جدی هستی😑
کوک:گلوم پاره شد اینهمه صدات زدم با یک پاساژ پاشدی
ات:اره😁
کوک:هی بوسم نکردی باهات قهلم
ات:عه نمیدونستم ببخشید
کوک:الان که فهمیدی بیا بوسم کن
ات:اوک(رفت لپشو بوس کرد)
کوک:نگفتم لپمو بوس کن که
ات:عه بسه دیگه بریم من گشنمه
کوک:تا بوسم نکنی نمیتونی بری یالا بدو
ات:
کوک:هنوز منتظرم ها
ات(رفت بلاشو بوس کرد)
ات:خوبه دیگه بریم
کوک:اره بریم……..











بیا پایین

















ببخشید کم نوشتم خوابم میاد😂اما جبران میکنم میخوام چندتا شرط بزارم چون اولشه کم میزارم
۹تا لایک
۷تا کامنت
مثلا کم بود😂
دیدگاه ها (۱۱)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت ۴

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

فردا صب ساعت ۶کوک ویو:صبح نوری که به چشمم میخورد بیدار شدمآی...

الماس زیبای من  part⁶- من اون هارو که این کارو با پرنسسم کرد...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط