شاید روزے بے خبر دیگر پست نگذارم...

شاید روزے بے خبر دیگر پست نگذارم...
دلم مےخواهد ترانہ‌ے خداحافظے رابنویسم... روے دیوار همین مجازے
ولے...
واژه‌ها فرار مےکنند
دلم طاقـٺ نمےآورد
اشک‌ها اماڹ نمےدهند
نمےدانم ،شاید من هم روزے
بے خداحافظے بروم از این
صفحہ‌ےِ مجازی
دیدگاه ها (۷)

سلام،در برنامه ی دیگه فعالیت مذهبی دارم رفتم تو صفحه ی کاربر...

سلامم راستش این پستای آخرمه و دیگه قرار نیست یه مدت پست بزار...

𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎلیــلــیوم وحــشیپشت دیوار های سنگی عمارت،دختری ز...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p95هوای داخل ساختمان متروک بوی رطوبت و آ...

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭: ³ویو اتحدود نیم ساعت از رفتن مامانم...

سلام ، جناب من هیچ وقت ایران عزیزمون رو متعلق به حزب و جناح ...

[•] عمارت عشق [•]Part number 26ـ«گاهی اوقات انسان ها عصبانی ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟕درِ انبار با شدت باز شد.چند نفر وارد ش...

تکاپو پارت 108:امیدوارم اشتباه باشه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍چند ساعت از باز...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط