{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

- تو عین غروب جمعه بودی برام ؛

- تو عین غروب جمعه بودی برام ؛
اسمت ك میومد یه حجمِ عظیمی از
حسرت نرسیدن ؛
یه زخم عمیقی از نخواستن رخنه می‌کرد
تو جونم .
بعدش دیگه فرقی نمیکرد ؛
اون جمعه عروسی دوستم باشه
یا یه روز معمولی رو تخت‌ خواب فقط تو
بودی و تو .
با منی که باید منتظر میموندم .
ببینم خودت کی دوباره خسته میشی .
تا از یادم بزاری بری!(:🔓'🪐

#شیرین‌_باف
دیدگاه ها (۰)

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.6کانگ وو:لطفا ترکم...

You are mine...³[ویو نیلا]چشم هام رو با تابش نور خورشید باز ...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 81به مناسبت ۷۰۰ تایی...

«رایحه پنهان»جونگ‌هیون لبخند کمرنگی زد.- برو لباساتو عوض کن....

تو عیـن غروب جمعه بودی برام!اسمت که میومد؛یه حجمه عظیمی از ح...

اومد صاف خودشو پرت کرد جلوم رو تخت!اولش هنگ‌نگاش کردم..تو ذه...

من یه عمر خودم بودم و خودم ...تو یادت نمیاد ، من غروبا میشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط