زندگی تباه من نوزدهم

ویو ته
ته:چرا تا وقتی که قراره هرشب اینکارو بکنیم؟
ات:چی میگییییییی مگه من عروسکممم(حرص)
۱ته:آره بیبی گرل تو عروسک خوشگل منی
ات:(داره فشار میخوره🤣)

فلش بک به بعد حموم

ویو ات
از حموم اومدیم بیرون و موهامون خشک ک دیم و لباسامونم پوشیدیم و تختو مرتب کردیم و رفتیم رو تخت که بخوابیم
ویو ته
دیگه صبرم تموم شده بود باید بهش بگم
ته:بیبی گرل
ات:هوم(خوابالود)
ته:عاشقتم(اروم)
ات:واتتتتتتتتتتتت؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
ته:چته (خنده) میگم عاشقت شدمممم
ات:چی..تو..واسه چی..اصن چرا من تو خودت دوست دختر دارییی
ته:آروم باش بیبی گرل بهت توضیح میدم
ات؛من آرومم من ارومم(نفس عمیق)
*گایز بگم که الان رو تخت نششتن*
ته:بزار همه چیزو از اول شروع کنیم
ات:اوک..باشه
ته:....



ادامه دارد....
گایز ببخشید دیر شد چون سرم شلوغ بود و اینکه الان تو راه مهمونی هستم و گوشیمم یک درصد شارژ داره و اللنه که خاموش شه رسیدم براتون پارت میزارم و گوشیمو میزنم شارژ
حمایت یادت نره ارمی🫀💜
دیدگاه ها (۸)

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

My dady پارت①سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشههات:...... س...

سناریو #BTS وقتی باهامون قهرننامی: عشقم ببین درسته عصبی هستم...

مربی موتور سوار

(درخواستی)تهیونگ وقتی دعوا میکنیدسلام من ات هستم ۲ ساله با ش...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

پارت ۴۷

مهمونی خطرناکپارت=16ویو جونگ کوک:راستش اصلا حس خوبی به ته هو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط