پارت ۳۲ و ۳۳

پارت ۳۲ و ۳۳

تهیونگ: جونگکوک میگم الان شب شده
میخوای بری یا میمونی اینجا
جونگکوک: میمونم
ات: هورااا پس پیاین فیلم ترسناک ببینیم
تهیونگ: مطمئنی اگه بترسی بغلت نمیکنم.... اروم....
ات فهمید چون هنوز جواب سوال تهیونگ رو نداده ناراحته ( سوال پارت قبل)
برای همین یه فکری به سرش میزنه

ات: عمو جونم میگم من یکم از فیلم ترسناک
میترسم میشه تو بغلم کنی.... کیوت....
جونگکوک: هوم اره
ات: مرسی عمو جونم.... جونگکوک رو بغل میکنه.....
تهیونگ با گوشیش به تلویزیون وصل میشه
و یه فیلم ترسناک میزاره
جونگکوک میشینه روی تخت
ات هم میره بین پاهای جونگکوک میشینه
دستای جونگکوک رو میگیره و میزاره دور خودش
تهیونگ هم خیلی عصبانی میشه ولی جلوی خودش رو میگیره

ویو یک ساعت بعد

فیلم به قسمت های ترسناک رسیده بود
ات ناخوداگاه دست تهیونگ رو گرفته بود و فشار میداد ولی تهیونگ دست ات رو پس زده بود ات از تو بغل جونگکوک در میاد
و میره بین پاهای تهیونگ میشینه
و دستاش رو میگیره
تهیونگ میدونست که الان این قسمت فیلم ترسناکه برای همین دستشو میزاره جلوی چشمای ات
دیدگاه ها (۰)

سناریو ★وقتی میگی من اصلا خوابم نمیاد ولی 30 ثانیه بعد خوابت...

پارت 42 رمان عشق مدرسه ای بعد 25 دقیقه دیگه فرنی ات حاظر میش...

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

پارت16 رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ات: شدم(شروع شد)ات: از همین الان د...

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

گل خونی پارت 54@ باشعتهیونگ و جونگکوک رفتن تهیونگ بیرون وایس...

دو هفته از موندن ات توی عمارت گذشته بود.ات کم‌کم به فضای عما...

#برادر ناتنی من

# قولی_که_شکست ###پارت ۹تهیونگ ناراحت شد و سعی کرد سر جونگکو...

«قمار عشق »part:20بعد از اون رابطه ای که داشتن هردو خسته رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط