عالمی را دشمنی با من ز بهر روی توست

عالمی را دشمنی با من ز بهر روی توست
لیکن از دشمن نمی ترسم، که میلم سوی توست

چاره ی دل در فراقت جز جگر خوردن نبود
وین جگر خوردن که می بینم هم از پهلوی توست

سال عمرم بر مهی شد صرف و آن مه عارضت
روز عیشم بر شبی شد خرج و آن شب موی توست

بر نمی دارم ز زانو سر به حق دوستی
تا نگه کردم سر زلفت که بر زانوی توست

گفته ای : مشکل برآید کام ازین طالع تو را
مشکلی در طالع من نیست ، مشکل خوی توست

بر دل بیچارگان امروز هر زخمی که هست
زان کمان سخت می آید که بر بازوی توست

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۵)

رفیق اهل دل و یار محرمی دارمبساط باده و عیش فراهمی دارم کنار...

دل که عاشق شود شرر داردآتش از حال ما خبر داردعاشقی قصه ای اس...

رفیق اهل دل و یار محرمی دارمبساط باده و عیش فراهمی دارمکنار ...

بـا کـه گـویـم  راز دل بـا حـالت حیـرانی ام عــالمـی شـد با ...

لکنت شعـــر و پــریشانی و جنجال دلمچه بگویم که کمی خوب شود ح...

همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بودآه از این راه که باریک تر ا...

از عشق تو جان نمی‌توان بردوز وصل نشان نمی‌توان بردبر خوان رخ...

اگر یک سو کنی زان رخ سر زلف چو سنبل راز روی لاله رنگ خود خجا...

اگر یک سو کنی زان رخ سر زلف چو سنبل راز روی لاله رنگ خود خجا...

اگر یک سو کنی زان رخ سر زلف چو سنبل راز روی لاله رنگ خود خجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط