•شربت تلخ• Fake: Bitter syrup 부분 : ۲۲
_______________________
+ : خواهششش ( کیوت میکنه خودش رو )
_ : هعی باشه
+ : هورااا
ماشین رو روشن کردم و رفتیم به سمت مغازه.... رسیدیم
_ : رسیدیم
ا.ت اومد پیاده شه ولی من سریع تر پیاده شدم و دستش رو گرفتم
+ : تهیونگا پام که نشکسته دستم شکسته
_ : ممکنه بخوری زمین دستت کلا قطع شه
+ : عهععع زبونت رو گاز بگیر
_ : خو حالا بیا بریم
رفتیم داخل مغازه .... ا.ت هرچی بود رو خرید میشه گفت کلا مغازه رو بار زد
_ : ا.ت به نظرت بس نیست
+ : نچ
( پول بچم رو خرج نکن 😐)
_: هعی
بعد ۱۰ مین ا.ت کلی خوراکی خرید
_ : تموم شد
+ : آری
تهیونگ رفت همه رو حساب کرد از مغازه اومدن بیرون ... سوار ماشین شدن حرکت کردن به خونه.
_ : من نمیدونم تو این همه خوراکی رو کجا میخوای بزاری
+ : من جاشون میدم نگران نباش
_ : هعی
_ : لازم نیست تو بزاری تا دستت خوب نشده دست به سیاه سفید نمیزنی
+ : یااا تهیونگ من خسته میشممم
_ : هیسسسس هیچکاری نمیکنی
( تهیونگ ولش کن اینو لیاقت ندارههه:\)
+ : پوفففف
رسیدن.. تهیونگ خیلی سریع پیاده شد
ا.ت میخواست قبل اینکه تهیونگ کمکش کنه خودش بره ولی نمیتونست
_ : کجا وایسا کمکت کنم
+ : نمیخواد تو برو خوراکس هارو بیار
_ : نترس از خوراکی هات جا نمیمونی
تهیونگ ا.ت رو انداخت رو کولش برد توی خونه گذاشتش روی مبل
+ : هعییییی نکننن
_ : بشین تا برم خوراکی هات رو بیارم یه دفع کسی نخورش
+ : مسخره
( خودتیییییی)
تهیونگ رفت خوراکی هارو اورد کذاشت توی آشپزخونه .
ویو ا.ت :
پاشدم کنترل تلویزیون رو برداشتم ولی چون راست دستم و دست راستم شکسته نمیتونستم خوب باهاش کار کنم .
+ : تهیونگگگگگگگ( عربده)
_ : یاااا چتهه کر شدم
+ : عه اینجایی بیا برای من بزن سریال وینچنزو
_ : باشه
( سریال قشنگیه حتما ببینید من که روی وینچنزو کراش زدم:/)
تهیونگ اومد و سریال رو زد..... رفت خوراکس اورد و نشست و باهم سریال دیدیم .....
بعد چند مین صدای در اومد .. تهیونگ رفت در رو باز کرد
ویو تهیونگ :
صدای در که اومد رفتم در رو باز کردم .... کسی نبود ... فقط یه نامه روی زمین بود ...
+ : کیه تهیونگ؟
_ : مزاحم بود
+ : اوهوم... بیا
_ : الان میام
نامه رو باز کردم توش نوشته بود « من هنوز هستم ».... نیمدونم کیو میگفت ولی وقتی ا.ت توی ماشین گفت دستار سو مین رو دیدیم شک کردم بهش ... نباید به ا.ت بگم
.
.
.
.
.
ببخشید کم بود تهرانم برای همنی نمیتونم زیاد بزارم :/
حمایت شه تا بعدا بزارم:»
لایک : ¹²
کامنت : ³⁰
:////
+ : خواهششش ( کیوت میکنه خودش رو )
_ : هعی باشه
+ : هورااا
ماشین رو روشن کردم و رفتیم به سمت مغازه.... رسیدیم
_ : رسیدیم
ا.ت اومد پیاده شه ولی من سریع تر پیاده شدم و دستش رو گرفتم
+ : تهیونگا پام که نشکسته دستم شکسته
_ : ممکنه بخوری زمین دستت کلا قطع شه
+ : عهععع زبونت رو گاز بگیر
_ : خو حالا بیا بریم
رفتیم داخل مغازه .... ا.ت هرچی بود رو خرید میشه گفت کلا مغازه رو بار زد
_ : ا.ت به نظرت بس نیست
+ : نچ
( پول بچم رو خرج نکن 😐)
_: هعی
بعد ۱۰ مین ا.ت کلی خوراکی خرید
_ : تموم شد
+ : آری
تهیونگ رفت همه رو حساب کرد از مغازه اومدن بیرون ... سوار ماشین شدن حرکت کردن به خونه.
_ : من نمیدونم تو این همه خوراکی رو کجا میخوای بزاری
+ : من جاشون میدم نگران نباش
_ : هعی
_ : لازم نیست تو بزاری تا دستت خوب نشده دست به سیاه سفید نمیزنی
+ : یااا تهیونگ من خسته میشممم
_ : هیسسسس هیچکاری نمیکنی
( تهیونگ ولش کن اینو لیاقت ندارههه:\)
+ : پوفففف
رسیدن.. تهیونگ خیلی سریع پیاده شد
ا.ت میخواست قبل اینکه تهیونگ کمکش کنه خودش بره ولی نمیتونست
_ : کجا وایسا کمکت کنم
+ : نمیخواد تو برو خوراکس هارو بیار
_ : نترس از خوراکی هات جا نمیمونی
تهیونگ ا.ت رو انداخت رو کولش برد توی خونه گذاشتش روی مبل
+ : هعییییی نکننن
_ : بشین تا برم خوراکی هات رو بیارم یه دفع کسی نخورش
+ : مسخره
( خودتیییییی)
تهیونگ رفت خوراکی هارو اورد کذاشت توی آشپزخونه .
ویو ا.ت :
پاشدم کنترل تلویزیون رو برداشتم ولی چون راست دستم و دست راستم شکسته نمیتونستم خوب باهاش کار کنم .
+ : تهیونگگگگگگگ( عربده)
_ : یاااا چتهه کر شدم
+ : عه اینجایی بیا برای من بزن سریال وینچنزو
_ : باشه
( سریال قشنگیه حتما ببینید من که روی وینچنزو کراش زدم:/)
تهیونگ اومد و سریال رو زد..... رفت خوراکس اورد و نشست و باهم سریال دیدیم .....
بعد چند مین صدای در اومد .. تهیونگ رفت در رو باز کرد
ویو تهیونگ :
صدای در که اومد رفتم در رو باز کردم .... کسی نبود ... فقط یه نامه روی زمین بود ...
+ : کیه تهیونگ؟
_ : مزاحم بود
+ : اوهوم... بیا
_ : الان میام
نامه رو باز کردم توش نوشته بود « من هنوز هستم ».... نیمدونم کیو میگفت ولی وقتی ا.ت توی ماشین گفت دستار سو مین رو دیدیم شک کردم بهش ... نباید به ا.ت بگم
.
.
.
.
.
ببخشید کم بود تهرانم برای همنی نمیتونم زیاد بزارم :/
حمایت شه تا بعدا بزارم:»
لایک : ¹²
کامنت : ³⁰
:////
- ۱۵.۴k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط