🐰 [۰۰:۱۵ به وقت ژاپن]

🐰 [۰۰:۱۵ به وقت ژاپن]

آه، تمام روز داشتم غذا می‌خوردم، دسرها رو یکی پس از دیگری تموم می‌کردم و باز غذا می‌خوردم.

ولی حالا دیگه هضم نمیشن.

احساس می‌کنم الان می‌ترکم.

•عکس•×۳

برای ناهار سوشی خوردم.

دسر رو هم نابود کردم!

بعد رفتم یه کافه‌ی دیگه و اونجا هم دسر رو نابود کردم.

برای شام هم غذای چینی خوردم.

هااا

فردا باید ازشون بخوام برام کانتورینگ پررنگی انجام بدن...
دیدگاه ها (۰)

‏🐿[۰۰:۲۷ ~ ۰۰:۳۳ به وقت مکزیک]استی‌ها خیلی جدی به غذای من اه...

استی: معلومه که تو مردی هستی که برای صبحانه سوپ دنده‌ی گاو ر...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

ازدواج اجباری

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

[۲۰:۱۲ تا ۲۰:۱۶ به وقت کره]🦙: استی، سلام!استی: غذا خوردم~!!!...

Cruel Love پارت۸ که صدای بابابزرگ اومد ماهم مجبور شدیم بریم ...

سلام...چطورین؟...بنده...تعریفی ندارم😐بخاطر پای چلاقم رفتم دو...

پارت ۵ | ناهار اجباریساعت دوازده و نیم ظهر بود.تهیونگ بالاخر...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط