{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

진정한 사랑❤

진정한 사랑❤
P~25


(لباسه جینا اسلاید ۲.۳.۴.۵.)
(لباسه جیمین اسلاید ۶)

💁🏻‍♀خانم خیلی زیبا شدید خوش بحال شوهرتون😉
جینا:😊نظر لطفتونه خیلی ممنون لباسم کجاست
💁🏻‍♀اینا بفرمایید
جینا:
لباسمو پوشیدم و به جیمین زنگ زدم جواب نمیداد یهو یکی بوق زد پریدم ترسیدم °جیمیناااا°
جیمین:😄ترسیدی ببخشید😇*سوار شد*
جیمین:خوشگل شدی مث همیشه
جینا:.......................
جیمین:جینا
جینا:............
جیمین:قهری 😈الان اشتتی میکنی*لبشو میبوسه محکم و جدا میشه*
جینا:🫦داری چیکار میکنی برو دیگه
جیمین:الان اشتی🥺
جینا:اره برو دیگه دیر شده..راستی خوشتیپ شدی
جیمین:مرسی بریم*تمام راه دست جینا رو گرفته بود *
جیمین:بریم پیاده شو
جینا:باشه*دست همو گرفتیم و وارد شدیم همه دست زدن رفتیم نشستیم عاقد اومد*
👨🏼‍🦳شرؤع میکنم خب............. خانم کیم جینا اقای پارک جیمین را به همسری قبول میکنید؟
جینا:بلهههه
👨🏼‍🦳اقای پارک جیمین خانم کیم جینا را به عنوان زن خود قبول میکنید
جیمین: بله با تمام وجود
همه:هووووو هوووووو *جیغ و داد🙂 *
م.ج:*اشک *بلاخره باکسی که اون رو دوست داشت و دوسش داشت اذدواج کرد🥹
پ.ج:داری گریه میکنی
م.ج:اشکه شوقه وای عروسم چقدر خوشگله
پ.ج:اره خیلی فردا شب باید یه مهمونی بگیریم
م.ج:اره معلومه که میگیریم*جمن و جینا اومدن پیششون *
جیمین:سلام پدر مادر
جینا:سلام خانم و اقا پارک
م.ج:باما راحت باش به ما بگو مادر پدر ما الان یه خانواده این
جینا:چشم 🥰 او پدر جان بابت دیروز معذرت میخوام
پ.ج:اشکال نداره من زود اومدم جیمینم برا اینکه بیای پایین برات صبحونه نفرستاد ببخشید
جینا:اشکال نداره ولی جیمین خودم میدونم چیکار کنم نگران نباشید😁
جیمین:یااا مگه دیروز سهمت رو نگرفتی

م.ج: دخترم جیمین که بهت سخت نمیگیره جیمین بهش سخت نگیری
جیمین:مامانننن
جینا:نه جیمین بهم سخت نمیگیره
جیمین:ما دیگه میریم یه کاری داریم
پ.ج:حتما خداحافظ
شب:
جینا:اه این چرا پایین نمیشه زیپه خرابه جیمین رو صدا کنم اره جیمیننننننننن
جیمین:بله الان بازش میکنم و بعو موقع کار اصلی😈
جینا:اوکه👌🏻

~ 💞 ~ 💞 ~ 💞~💞~
صبح:
*پاشدیم لباسامون رو پوشیدیم و رفتیم صبحونه خوردیم قرار بود بریم خونه پ.م جیمین *
فلش بک به شب:
ویو جینا:
......................
پارت بعد هم خوبه 😊
مرسی از لایکاتون💞
لایک میکنی کامنت هم بزار🥺👻❤💓💝


#نفر_بعدی_درکار_نیست
#ما_کیپاپرا_متهدیم
دیدگاه ها (۰)

درسته درس خوندن سخته ولی میدونی چیه

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 26همه با عجله...

the first lie

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟓روز بعد، جیمین زودتر از همیشه آماده شد....

Iove and the moonPart33ویو فردا صبح کوک: یونا عشقم  بیدارشو ...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

رت : ۱۸ ویو صبح :جیمین : بیدار شدم و دیدم فرشته کوچولوم خواب...

𓆩 پارت ۴۷ 𓆪 🖤🥀ات با ناباوری به پرونده خیره شد.ات: بابا، این ...

برادر ناتنی من Part6جونکوک آره ( بم رو بغل می‌کنه و میاره ) ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط