{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part : six

part : six

جیمین : ا‌.ت کدوم دوستت میاد ؟

ا.ت : جیا . جیمین چرا همش سوال جوابم میکنی مگه تو کیه منی ؟
[ آخرش رو بلند گفت ]



جیمین‌ ماشین رو زد کنار .

جیمین : چی میگی ؟


ا.ت : چرا هی میپرسی این کیه اون کیه هی میگی چرا با پسرا دوستی بتو هیچ ربطی نداره خوشم میاد با پسرا دوست باشم دوسشون دار......

که با سوزشی روی گونش حرفش قطع شد .


باورش نمیشد که جیمین اونو یه روزی بزنه .


جیمین : اصلا نمیخواستم دستم رو روش بلند کنم ولی خیلی اعصبانی بودم .

ا.ت هیچ کاری نکرد فقط به صندلی تکیه داد و آروم اشک ریخت .

جیمین : ا.ت ....

ا.ت :.....

جیمین : ا.ت ....

ا.ت : هوم

جیمین : ببخشی....

ا.ت نزاشت حرفش تموم بشه

ا.ت : برو دیر شد .


جیمین حرکت کرد .

جیمین : ا.ت کدوم وری برم .

ا.ت هیچی نگفت فقط با دست آدرس خونش رو داد تا رسیدن .


جیمین : برو آماده شو و .....

ا.ت بازم نزاشت حرفش تموم بشه که از ماشین پیاده شد و رفت سمت خونه کلید ها رو از داخل کیفش در آورد و در رو باز کرد .

رفت داخل

۳۰ مین بعد با یه چمدون اومد بیرون .

یه لباس تقریبا باز پوشیده بود .

شونه هاش بیرون بود و یه دامن از جلو کوتاه و پشت بلند جین پوشیده بود .
و یه میکاپ خوشکل کرده بود .

جیمین اومد چمدون رو بگیره که ا.ت چمدون رو کشید و رفت سمت صندوق و جیمین در صندوق رو باز کرد .


ا.ت جمدون رو گذاشت اما قبل از اینکه سوار بشه جیمین گفت

جیمین : لباست چرا این شکله .


ا.ت :....

جیمین : برو عوض کن.

ا.ت چیزی نگفت و سوار ماشین شد .


جیمین رفت سوار ماشین شد و


جیمین : ا.ت برو عوض کن وگرنه ....


ا.ت : وگرنه چی دوباره منو میزنی ها .

جیمین :....

ا.ت : حرکت کن

جیمین : نمیدونستم باید چی بگم فقط حرکت ‌کردم راست می‌گفت نباید دست روش بلند میکردم ولی اون لباس اوفففف این دفعه رو بیخیال میشم تازه با خودم هم میاد ولی در کل خیلی عصبی بودم .


رسیدن خونه ی تهیونگ .


تهیونگ : سلام چرا اخم هاتون داخل همه ؟

ا.ت : ......

جیمین : هیچی .

جیمین : اجوما .

اجوما : بله قربان .

جیمین: وسایل خانم پارک رو بزارید داخل اتاقشون .

ا.ت : از کی تا حالا من خانم پارک شدم ؟

تهیونگ : راست میگه ؟

جیمین : خب اشتباه گفتم .

تهیونگ : .....

ا.ت: .....

تهیونگ : ا.ت زنگ بزن به دوستت که بریم .


ا.ت : اوهوم .

ا.ت زنگ زد جیا .

جیا : سلام عشقم .

ا.ت : سلام عوضی .

جیا : بد دهن .

ا.ت : زر نزن کجایی ؟

جیا : خونه .

ا.ت : میخوام با داداشام برم بار میای ؟

جیا : از خدامه فقط تو از کی تا حالا داداش دار شدی ؟

ا.ت : همیشه داداش داشتم فقط چیزی نگفتم .

جیا : باشه حالا خوشتیپن.

ا.ت : بیا میبینی آدرس رو برات میفرستم.

جیا : باشه فعلا .


بوق .....

قطع کرد .

اسلاید اول : لباس جیمین

اسلاید دوم : موهای ا.ت

اسلاید سوم : استایل ا.ت

اسلاید چهارم : خونه ی ا.ت

اسلاید پنجم : میکاپ ا.ت

اسلاید ششم : ماشین جیمین

اسلاید هفتم : استایل تهیونگ
دیدگاه ها (۱۲)

پارت. ۳۱

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p20بعد تایید تهیو...

عشق بی پایان

رمان: قلب در تاریکی

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط