می‌خواهم و می‌خواستمت تا نفسم بود

می‌خواهم و می‌خواستمت تا نفسم بود
می‌سوختم از حسرت و عشقِ تو بَسَم بود

عشق تو بَسَم بود ، که این شعله‌ی بیدار
روشنگرِ شب‌های بلندِ قفسم بود

آن بختِ گُریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود !

لب‌ بسته و پر سوخته ، از کوی تو رفتم
رفتم ، به خدا ، گر هوسم بود ، بَسَم بود !
دیدگاه ها (۱)

فراتر از خویش

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴²ویو میکا_____اشک تو چش...

( last minute )

Part "73"☆ویو هانا☆فردای اون شب کذایی، رفتارهای ماریا کاملاً...

چند پارتی بازی ممنوع

نمیبخشمت p.22

Custom bride part : 12

می‌خواهم و می‌خواستمت تا نفسم بودمی‌سوختم از حسرت و عشقِ تو ...

می‌خواهم و می‌خواستمت تا نفسم بودمی‌سوختم از حسرت و عشقِ تو ...

می خواهـــم و می خواستمت تا نفسم بودمی سوختم از حسرت و عشقِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط