{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌خواهم و می‌خواستمت تا نفسم بود

می‌خواهم و می‌خواستمت تا نفسم بود
می‌سوختم از حسرت و عشقِ تو بَسَم بود

عشق تو بَسَم بود ، که این شعله‌ی بیدار
روشنگرِ شب‌های بلندِ قفسم بود

آن بختِ گُریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود !

لب‌ بسته و پر سوخته ، از کوی تو رفتم
رفتم ، به خدا ، گر هوسم بود ، بَسَم بود !
دیدگاه ها (۱)

فراتر از خویش

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

( last minute )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط