p9 از فصل ۲

ویو ات
تمرین تموم شد دوش گرفتم لباسمو عوض کردم کوک اومد سمت من

کوک: ات اگه خسته ای بعد میریم واسه خرید

ات: نه بعدا شاید وقت نشه

کوک: بچه ها منو ات با ماشین من میریم واسه خرید شما با ون برگردید

نامجون: واس ما شام بگیرین

کوک: باشه گشنه ها

ویو کوک
احساس کردم ات مثل قبل باهام نیست واسه همین خودمو بهش نزدیک میکنم در ماشینو براش باز کردم کمربندشو واسش بستم

ات: چی میخوای؟

کوک: ها؟ نه چیزی نمیخوام

ات: اره جون خودت

کوک: ات تو قبلا بیشتر بهم نزدیک شدی لطفا به خاطر اتفاقات گذشته ناراحت نباش مجبور بدم

ات: باور کن ناراحت نیستم الان با هم همکاریم. همه مشکلات حل شده

کوک: ثابتش کن که ناراحت نیستی

ات لپ کوکو بوسید

ات: راضی شدی

کوک: حالم جا اومد بزن بریم

ویو ات
کلی خرید کردیم رفتیم کافه داشتیم با هم حرف میزدیم که گوشیم زنگ خورد

ات: مامانمه

کوک: جوابشو بده از دوست پسر جذابتم که جلوت نشسته تعریف کن

ات: خود شیفته

مکالمه ات با مامانش

م/ا: الو ات حالت خوبه

ات: اره مامان چیشده

م/ا: الان کجایی

ات: با کوک اومدم خرید

م/ا: دوست پسرت؟

ات: اره دیگه

م/ا: اب دستته بزار زمین با کوک بیا خونه

ات: چرا چیشده؟

م/ا: اون برگشته


این داستان ادامه دارد

ببخشید کرم دارم جای بعد تموم میکنم
اونایی که فصل قبلو یادشونه حدس بزنن که کی برگشته

راهنمایی: مربوط به پارت یک از فصل یک هست اگه با دقت بخونین متوجه میشین

اولین کسی که درست حدس زد پارت بعد نوشته میشه
دیدگاه ها (۲۱)

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

#برادر ناتنی من

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت» مامان رفت تو اتاقش...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

فیک کوک فصل ²پارت ⁸ویو ا.ت همینطوریشم جونگ کوک عصبی بود ، ول...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط