{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در سکوت، صدایی لاغر،

در سکوت، صدایی لاغر،

مثلِ ران های مرگ....

بر تختی از بیمارستان هزارتخته,

از میان موج ها، سخت تو را تشخیص دادم....

گم بودی،

گم و مردی در من،

پخش شده بود بر موج ها,

تا به گوش ات برسد صدایش....

می شود شانس با من باشد و

دستت به رادیو شک کند....

یا بسته بماند دهان صدا,

تا بی صدا در سکوت غرق شوم....
دیدگاه ها (۳)

عشق در گنگ

صدای شلیک

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت یــازدهــم 𓆪 🖤🥀در اتاق ۱۳ آرام باز شد.هوای سر...

007-پنهان در مه - پارت ۹۴

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۱: وداع در سکوتفضای فرودگاه به ط...

چند پارتی بازی ممنوع

Between Sleep and Breath

ساعت از دو گذشته بود؛ ساعت ۲:۳۰ شب، زمانی که سکوتِ خانه دیگر...

پارت سوم: وارثان تاریکیـ «چی شده؟»تهیونگ اسلحه‌اش را بالا آو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط