{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#عشق‌مرگ‌و‌تو...

#عشق‌مرگ‌و‌تو...
مرکز ثقل نا گفتنی های تلخ جهانست ،
روح تنهای بی همسر من .
پشت پیشانی ام ،
تاولی کهنه سر میکـُند باز
چرک و خونابه و درد بسیار
می تراود
از درونم .
زخم در زخم تازه
رنج ، دنباله ی رنج ِ دیروز،
ناله های غریبانه ی ِ غیر انسانی
از لابلای ِ جراحاتِ سینه ،
سینه ئی سخت خونبار و خسته
در خم و پیچ دهلیزهای گلویم ،
آه در آه
می سوزد از آتش و دود .
آی همزاد دیرینه ی من !
( رنج بی انتهای دمادم !)
ای غم روزهای همیشه !
ای همه سرنوشت غریب من از
بازی تو !
آه !
پشت پیشانی ِ دیر سالم
منجمد میشود
روح اندیشه های مقدّس .
پـَرپـَر و زرد و پژمرده ام میکند
“نا امیدی” .
سـُوز یَخباره ی قطب اندوه ،
تخته بندِ تنم را
فلز میکند.
میتراشد مرا
آدمک ساز تقدیر،
تا مگر بشکنم
تکــّـه تکــّه شوم باز،
پاره پاره ،
شکسته ، شکسته ،
و دوباره
دوباره ،
دوباره مرا مادر بیوه ی خسته ام
باردار است .
هیهات !
لحظه ی تلخ میلاد من ،
لحظه ی پر شکوه صدای من و مادرم
گریه های خوش توٲمان ِ مـُقدّر.
گریه ی جبر دیوانه ی بی ترّحم
آه !
پشت پیشانی ام
آخرین غمسرود مرا
میسراید
واژه های لبان گل تو .
آخرین شور من
“عشق”
آخرشعر من
“مرگ”
آخرین درد من
“تــو” !
#ابراهیم_منصفی #رامی_جنوب
دیدگاه ها (۱)

در تلاطم بی‌امان روزگار، من تنها شاهد گذر زمانمآن هم با آرزو...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

چند پارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط