{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید تو را پنهـان کنم در بین اشعارم

باید تو را پنهـان کنم در بین اشعارم

باید کسی جز تــو نفهمد دوستت دارم
بایـد شبیــه نقشــه ی دزدان دریــایی
اسم تو را با رمز در صندوقچه بگذارم
لو می دهم اسم تو را در دفتر شعرم
باید تو را مخفی کنم از چشم خودکارم
بایدطبیعی تربگویم حال من خوب است
شک کرده مادر به نگاه و لحن گفتارم
شک کرده مادر می کشد زیر زبانم را
حتماً فضولی کرده پیشش رنگ رخسارم
لو میدهم راز تو را وقتی که در جمعی
بایــد از انجــام طــوافـت دسـت بـردارم
هر کس تو را دیده شده دردسری تازه
بیـرون که مـی آیی یقین دارم گرفتارم
بایـد همیشـه بهـترین دردسـرم باشـی
بایـد شبیـه غصـه هایم دمپــرم باشـی
باید بمیرانـی مــرا در اوج بی رحمـی
هـر روز اشغـالم کنی اسکنـدرم باشی
مـن پادشـاه هفـت شهـر عشق عطارم
وقتـی محبت می کنی تاج سـرم باشی
میباردامشب روی کاغذ اشک خودکارم
باید بخـوانی ســـر پناه دفتـرم باشی
اقرا به اسم خالـق چشمــــــــان زیبایت
اصلا نخوان !
چشمک بزن پیغمبرم باشی
دیدگاه ها (۱۲)

تک پارتی سینا ساعی وقتی

dark life = 33

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

Part ¹³ویو لیلی لب زدم+ خب خدمت کار یه خدمت کاره اربابم یه ا...

پارت: 4 (بخش1) **زاویه دید: زین**نورِ آبی‌رنگ و زننده‌ی صفحه...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 23بیمارستان قدیمی سئول ـ ساعت ۱۰ صب...

پارت سیزدهمباران هنوز می‌بارید.آرون وسط سالن ایستاده بود، ان...

#تکپارتیموضوع:(صبح بعد از راب٫طه)هیونجین/ا.تبا احساس حرکت دس...

پارت: 15 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سینی نقره‌ای تو دست‌هام ط...

زیبای کوچک فریبکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط