{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان دنیای من

رمان دنیای من
پارت ۱۱
ارسلان، دوباره شروع به خوردن لباش کردم
بعد ۱۰ مین سرم رو گردم توی گردنش و میک زدم که همون جوری خوابم برد
دیانا، داشت گردنم
و می‌خورد که نمیدونم چی شد که خوابم برد
دیانا، صبح پاشدم دیدم سر ارسلان هنوز توی گردنمه و داره اروم میخوره
فکر کردم بیداره ولی دیدم خوابید
دلم نیومد بیدارش کنم ولی میخواستم بیدار بمونم تا پاشه دیدم ساعت ۸ میگم چرا خوابم میاد بزار بخوابم
ارسلان، از خواب پاشدم سرم تو گردن دیانا بود سرم رو از تو گردنش اوردم بیرون دیدم گردنش کبود کبوده از روش پاشدم
نگاهم به بدنش افتاد
سفید بود ارسلان خاک تو سرت
وجدان، واقعا خاک تو سرت
نویسنده، آخه دلت میاد
وجدان، آره
ارسلان، بابا دهنت رو ببند وجی
وجدان، آخه وقتی یه دختر توی خونه تو هست باید مست کنی
ارسلان، بابا حالا کاری که نکردم
وجدان، نه تروخدا میخواستی چی کار کنی
ارسلان ، عه برو گمشو چرا همش میپری تو کارای من
وجدان، دوست دارم
ارسلان، برو گمشو
وجدان، من رفتم
ارسلان، برو آخيش رفت
نویسنده، آره مخم و خورد
ارسلان، حالا اینارو ولش نگاه کن چقدر قشنگ خوابیده
نویسنده، آره آخی عزیزم
ارسلان، هوم پتو رو انداختم روش رفتم لباش بپوشم برم سرکار
دیدگاه ها (۷)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 164♡⁠。⁠)⁩اروم ک...

+نه بابا اخه ببی ( بوق بوق گوشی رو قطع کرد) دید ات وای چکار...

فیک تهیونگ

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

وقتی استادت بود:P:5ویو کوک:که یک دفعه ایی دستشو گزاشت روی سر...

وقتی عموت بود

پارت جدید..میگذرد..

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

نام سناریو: از اجبار تا علاقهپارت: چهاریهو گوشیم زنگ خورد و ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط