‌
کمی خودتان را بردارید
بتکانید!
از تمامِ این فکرهایِ بی رنگ
از این حرفهایِ تو خالیِ بی رویا
روزگار ؛ رقصنده ی دستِ خودمان است !
بخواهی برایت می رقصد
نخواهی تو را رقاصه ی تمامِ سازها و آوازهایِ خودﺵ میکند!
دستِ رویا را بگیر
برایِ یک بار هم که شده دور شو
از شهرِ نا امیدی!
و باور کن تو با همین چهار حرف
"ا م ی د"
معجزه خواهی کرد!
باور کن
می شود
اگر بخواهی
در همین روزهایِ بی‌مهری
برایِ خودت
برایِ او
برایِ تمامِ کسانی که در قلبت جا دارند
رویایی ترین باشی
می شود… : )
دیدگاه ها (۳)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۵واقعاً همچین فکری...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

هم‌سلولی خطرناک (Part 4)آن شب، بعد از ساعت‌ها سکوت، جونگین ر...

چند پارتی

*💜 یه آرمی تو رستورانی که کار می‌کنه، به‌طور اتفاقی تهیونگ ر...

با رفتن تهیونگ و سورا به اتاق، محیط آشپزخونه یکم خلوت‌تر شد....

🖤 OBSESSION | وسواسپارت یازدهم: بوسه‌ای برای فریببرای چند ثا...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط