{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معامله ..۵..

+بابام منو توی قمار به بکهیون باخت.‌بکهیون میگ باید باهاش ازدواج کنم!وگرنه منو میکشه!
_😦
(کل اعضا &)
&😦
_خب‌بامن ازدواج کن اونوقت نمیتونه کاری کنه!
+چ...چ...چی!
_تنها راهت‌ همینه!
×چی میگی تو !
+نمد چکار کنم.توروخدا انقدر دعوا نکنین!من اصلا میرم !خدافس!
_×باش دیگ دعوا نمی کنیم نرو!
+باش قول دادینا‌!
(رفته خونشون‌ دستور میده تازه 😂💔)
_ا/ت منو دوست داری یا جیمینو‌؟
×معلومه‌منو !
جیهوپ‌:مگ نگفت دعوا نکنین!
×اوک😒
_اوک‌😒
+خب الان چکار کنیم؟شام خوردین؟
&نه
+خب من یه شام خوشمزه براتون درست کنم؟
بلدی؟_درست میکنی‌واقعا؟_ اره 🥺گشنمه‌
_اره درست کن ببینم دست پختت چطوریه !
×😒
بعد یک ساعت یه سوشی خیلی خیلی خوشمزه درست کرد ا/ت.و میز رو چید
و اعضا رو صدا کرد و اومدن بعد از خوردن غذا
یونگی:چقدر خوشمزه بود!
جیهوپ‌:چقدر دسپختت خوبه !
نامی‌:خیلی عالی بود!
جیمین :WOw
تهیونگ :من میرم در افق محو شم!
کوک :از شیر موز هم خوشمزه تر بود!
جین :دسپختت‌از منم بهتره 😕!
دیدگاه ها (۶)

رمان :آیدل من پارت:«5»ویو«ا/ت»که نامجون گفت :نامجون : خب الا...

پارت اول ویو لیا سلام من لیا هستم یه سال هست که با جیمین ازد...

سناریو باکودکو

پارت ۳۲

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

ازدواج اجباری پارت ۲

سناریو تهیونگ

Iove and the moonPart7به خانه او رفتم همه چه مشکلی و تاریک ...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط