{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسرو شکیبایی:

خسرو شکیبایی:
ماهی مون هی میخواست یه چیزی بگه تا دهنش باز میکرد آب میرفت تو دهنش و نمیتونست بگه...
دست کردم تو آکواریوم و درش آوردم شروع کرد از خوشحالی بالا و پایین پریدن.. دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو، انقد بالا پایین پرید خسته شد خوابید...!!
دیدم تا خوابه بهترین موقع بذارمش توی آکواریوم ولی الان چند ساعته بیدار نشده.. یعنی فک کنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده خودشو زده به خواب...!!
این داستان رفتار ما با بعضی از آدم های اطراف مونه... دوسشون داریم... دوسمون دارن...
ولی اونارو نمیفهمیم فقط تو دنیای خودمون داریم بهترین رفتار رو با اونا میکنیم..
دیدگاه ها (۳)

ایسته میرم یار آغلاسینچال تاری قوی تار آغلاسین، گول اویناسین...

چه زیبا میشد این دنیا اگر شاه و گدا کم بود ...

دانه های پوسیده در اسارت خاک هستند و مغزهای پوسیده دراسارت ...

آنچه ویرانمان میکند، روزگار نیست،حوصله کوچک و آرزوهای بزرگ ا...

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

ددی مافیاپارت ۵________________________🌜🌕🌛__________________...

نام رمان :قلب در تاریکی

رمان

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁵فردا صبحویو لارااز گشنگی از ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)سونگمین/ا.تبرای آخرین بار به جعبه...

فصل دوم رمان گرفتار تو پارت دوم

ابلیس

پارت هشتم فک کنم هنتای داره مشتی نخون دوست نداشتی الهه ✨ خود...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط