{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ددی مافیا

ددی مافیا
پارت ۵

________________________🌜🌕🌛____________________

پرش به ۱۰ روز بعد
🌛ویو جیمین 🌜
شب بود از اعصبانیت محکم زدم تو شکم ایلا یک صدای ناله خیلی کم و قوی از دهنش خوارج شد به خودم برگشتم و فهمیدم که خودم بچه خودم رو گشتم دیدم که داره خون بالا میاره ‌.
هنوز به ایلا نگفته بودم که بار داره ولی الان بچه خودم از خون خودم رو گشتم
از عمارت زدم بیرون هوا سرد شده بود تو ماشین نشسته بودم که به دکتر شخصیم زنگ زدم.
🌛ویو تماس🌜
×سلام آقای پارک
# سلام
×کاری داشتید
# اگر به شکمش زربه بخوره چی میشه
× بچه از بین می‌ره و باید عمل بشه تا برش داریم
# امشب وقت دارید بیاید
× آخر کنترلت رو از دست دادی
# آره
× خودت خوب می‌دونی که اعصابانی میشی باید در یک جای بدون هیچ چیزی باشی تو این مرضی بعد رو داری
# می‌دونم و در موردش بحث کردیم ساعت ۲ بامداد بیا
× می‌بینمت
🌛پایان تماس🌜


🌛پرش به ساعت ۱🌜
#عزیزم بیا بخوابیم
@خوابم نمی یاد خیلی بعد زدی تو شکمم نگرانم
# هیچ جای نگرانی ای نیست اشکالی نداره
حالا که با هاش کار داریم نمی خوابه ای خدا
آروم از ترفندهای خواب آور استفاده کردم و خوابید اون نمیدونه که نباید بتمن لج بازی کنه من همه چیز رو دربارش می‌دونم وای اون وقت می‌دونه که دوستش دارم و مافیام چقدر مسخره

× سلام
# به موقع اومدی تازه خوابوندش شروع کنیم
×چرا مراقب نیستی
# چون کنترل از دستم در رفته
× بیهوش کننده رو بده
ساعت ۴ تموم شد
# چند روز نباید تکون بخوره
× یک هفته مراقبش باش و این دفع کنترش رو به دست بگیر خدافظ
🌛ویو ایلا🌜
از خواب بیدار شدم تا بیام پاشم دیدم که دورم یک چیز محکم وصله که تا دیروز نبود
# فکر کردی میتونی فرار کنی
@ تو از کوجا پیدات شد
# من همین جا بودم شیطون
@ دیگه این زیاد روی یه
# با سه بازش میکنم ولی یک شرطی داره
@ چه شرایطی؟(جعدی محکم)
# دست به خودت نزنی
@ باشه وقت لازم کن دارم خفه میشم

🌛پایان پارت ۵🌜
دیدگاه ها (۰)

ددی مافیاپارت ۶________________________🌜🌕🌛__________________...

ددی مافیاپارت ۴________________________🌜🌕🌛__________________...

ددی مافیاپارت ۳________________________🌜🌕🌛__________________...

ددی مافیاپارت ۲________________________🌜🌕🌛__________________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط