{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حتی اگر مقصر هم بود ،

حتی اگر مقصر هم بود ،
با یک عذر خواهی سر و‌تهش را هم می آوردم،
تا مبادا، زبانم لال ، برود..
که دلش را بزنم ،
که خدای نکرده قهرِمان طولانی شود..
چیزی درونم یک صدا میگفت:
«نمیخواهم از دستش بدهم»!
گاه با التماس ، گاه قاطعانه..گاه...
من از تمام شدن «همه چیز» می ترسیدم..
همه چیزی که بعدها به تعبیر خودش «چیزی نبود»..!
اما این «چیزی نبود»ی که او میگفت،
همه ی من شده بود.. همه ی منی که سالها خودم را در او می دیدم ، منی ک تبدیل به «او» شده بودم..
حاضر به‌ قهر طولانی مدت نبودم چون میدانستم برنمیگردد..
من سالها بیخود،بالای گوری اشک میریختم ک مرده ای نداشت..
او آدم ماندن نبود..
این را هر روز بیشتر از روز قبل می فهمیدم..
اما این مغز لعنتی حرفهایش را تکرار میکرد، و دل تایید!
روزی می رسد که
با وجود تمام تقلاها ، برای ماندن کسی ک دوستش دارید، به این باور می رسید که
باید همه چیز را رها کنید و بروید..
می فهمید که دست کشیدن از دلتان بهترین کاری ست که باید انجام دهید،
زیرا آن شخص ، خودش را متعلق به شما نمیداند!
قلبتان مچاله می شود..درد دارد..زجر می کشید..
اما هیچ چیز‌ بدتر از شکستن و خرد شدن غرور نیست..
آدمِ بی غرور..چیزی ندارد که بخواهد از دست بدهد..
رها کنید آدمهایی را که برای رفتن ، آمده اند!
دیدگاه ها (۵)

🤍👇🏽✨️💖ساختنِ نسخه‌ی بهترِ خودت درد دارد؛اما ماندن در جایی که...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۹ — ساعت هشتساعت دقیقاً هشت شد.رها روی م...

طلا را به مسگر بده، مس را به آهنگر!یه روز مردی تصمیم گرفت بر...

"ای آیه‌ی مکرر آرامش! میخواهَمَت هنوز"#بنام_عشق عشق، امن‌تری...

بعضی از آدمها رو... باید از دور دوست داشتشبیه یک تابلوی نقاش...

من میگم رفیق آدم باید از خودش عاقل‌تر باشه؛ یه جورایی مکمل ب...

کاری با دلم کردن😭 که دیگر برای هیچ کس.‌برای هیچ چیز اصرار نم...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط