Black Cigarette p17

کوک به سمت اتاق سونی حرکت کرد. به اتاق رسید.

"سونی؟"Jungkook

"بله؟" Sony

در باز شد و کوک وارد اتاق شد. دقیقاً سر موقع.

"سلام صبح بخیر." Sony

"سلام صبح توام بخیر." Jungkook

کوک ریز نگاهی به ساعت رو مچش کرد.

" مرسی. آماده ای؟"Jungkook

"آره." Sony

"خب خوبه. بزار برم پرستار رو خبر کنم، تو همینجا منتظر بمون." Jungkook

" باشه."Sony

چند دقیقه گذشت و کوک با تخت و پرستار برگشت.

"خب سونی رو تخت دراز بکش بریم." Nurse

"اوهوم." Sony

سونی روی تخت نشست و کم کم سرش را روی تخت گذاشت.
پرستار دسته تخت را کنترل می کرد و تخت را به سمت اتاق عمل هدایت کرد‌.

"کوک؟" Sony

"بله؟" Jungkook

سونی به چراغ قوه بالای سرش نگاهی کرد‌. سونی سکوت کرد اما جونگکوک متوجه شد. ترس و نگرانی در چشمان سونی را خواند.
دست سونی را گرفت.

"خیلی زود تموم میشه، زودتر از چیزی که فکرشو کنی. بهم اعتماد کن."Jungkook

"میتونی بهم ضمانتی بدی که اوضاع بهتر میشه؟ شاید بعد از این عمل..."Sony

"ازت خواهش میکنم، آیه یأس نخون."Jungkook

"باشه...کو..ک."Sony

کوک آنژوکت را وارد دست سونی کرد. سونی دیدش تاریک شد.
چشمانش را بست. هوشیاری اش کم شد. بالای سرش کوک و تیم پزشکی مشغول انجام عمل بودند. قرار بود این عمل ساعت ها طول بکشد.
دیدگاه ها (۰)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱ | «یک صبح متفاو...

part 2بعد اینکه پزشک دارو ها رو تجویز کرد.. با تشکر از اتاقش...

پارت ۹عشق یا حسرتپرستار :جناب جئون خانم کیم حالشون خوبه(بچه ...

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

عضو. ۸ Bts

ادامه ی پارت ۱۹۵

پارت ۲۲

the first lie

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط