{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به روزهای بازنشستگی ات می اندیشم

به روزهای بازنشستگی ات می اندیشم
موهایت سفید شده اند
قدم هایت دست به عصا
بر خلاف میلت عینک میزنی
هنوز سهراب را بیشتر از شاملو دوست داری ..
عصرها
با پیراهن سفید اتوکشیده ای
به پارک می روی
گاه پروانه ای نگاهت را می برد تا شبنمی
و مرا یاد می کنی ..
نمی دانم !
شاید مرده باشم
یا شاید بیوه زن پیری شده باشم که
نمازهای ظهرش را در مسجد می خواند
یا ...
اما هرچه پیش آید
مانند همین روزها
" دوستت دارم پیرمرد قشنگم ...!
دیدگاه ها (۱)

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

به روزهای بازنشستگی ات می اندیشمموهایت سفید شده اندقدم هایت ...

@ ferdosi:به روزهای بازنشستگی ات می اندیشمموهایت سفید شده ان...

به روزهای بازنشستگی ات می اندیشمموهایت سفید شده اندقدم هایت ...

به روزهای بازنشستگی ات می اندیشمموهایت سفید شده اندقدم هایت ...

????به روزهای بازنشستگی ات می اندیشمموهایت سفید شده اندقدم ه...

سال ها بعد.........موهایت سفیدقدم هایت دست به عصابرخلاف میلت...

چرا مردت نباشم...وقتی رنگ دلتنگی ات را کمرنگ میکنم!وقتی جلوی...

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

ادامه چپتر چهار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط