{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سال ها بعد.........

سال ها بعد.........
موهایت سفید
قدم هایت دست به عصا
برخلاف میلت عینک میزنی
هنوز شاملو دوست داری
و من............
نمیدانم، شاید مرده باشم
یا شاید پیره مردی شده باشم که
نماز ظهرش را در مسجد می خواند
یا.......
اما هر چه پیش آید
مانند همین روزها
«دوستت دارم » پیر زن قشنگم....!!!
دیدگاه ها (۱۸)

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

به روزهای بازنشستگی ات می اندیشمموهایت سفید شده اندقدم هایت ...

به روزهای بازنشستگی ات می اندیشمموهایت سفید شده اندقدم هایت ...

به روزهای بازنشستگی ات می اندیشمموهایت سفید شده اندقدم هایت ...

به روزهای بازنشستگی ات می اندیشمموهایت سفید شده اندقدم هایت ...

????به روزهای بازنشستگی ات می اندیشمموهایت سفید شده اندقدم ه...

@ ferdosi:به روزهای بازنشستگی ات می اندیشمموهایت سفید شده ان...

وقتی آن عینکِ با قاب مشکی را به چشم میزنیموهایت را از زیرِ ش...

وقتی آن عینکِ با قاب مشکی را به چشم میزنیموهایت را از زیرِ ش...

وقتی آن عینکِ با قاب مشکی را به چشم میزنیموهایت را از زیرِ ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط