{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به روزهای بازنشستگی ات می اندیشم

به روزهای بازنشستگی ات می اندیشم
موهایت سفید شده اند
قدم هایت دست به عصا
بر خلافِ میل ت عینک می زنی
هنوز سهراب را بیشتر از شاملو دوست داری:)
عصرها
با پیراهنِ سفیدِ اتو کشیده ای
به پارک می روی
گاه
پروانه ای نگاه ت را می برد
تا شبنمی
و مرا یاد می کنی
نمی دانم:)
شاید مُرده باشم
یا شاید بیوه زنِ پیری شده باشم
که
نماز ظهرش را در مسجد می خواند
یا...
اما هر چه پیش آید
مانندِ همین روزها
"دوستت دارم پیرمردِ قشنگم"
دیدگاه ها (۷)

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

فاصله یک لبخند تا جنون

به روزهای بازنشستگی ات می اندیشمموهایت سفید شده اندقدم هایت ...

@ ferdosi:به روزهای بازنشستگی ات می اندیشمموهایت سفید شده ان...

????به روزهای بازنشستگی ات می اندیشمموهایت سفید شده اندقدم ه...

به روزهای بازنشستگی ات می اندیشمموهایت سفید شده اندقدم هایت ...

به روزهای بازنشستگی ات می اندیشمموهایت سفید شده اندقدم هایت ...

سال ها بعد.........موهایت سفیدقدم هایت دست به عصابرخلاف میلت...

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

ادامه چپتر چهار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط