P³³

P³³
The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ی اجباری)

گفت:
یادت که نرفته، طلاق باطل نشده!
گفتم:
نیاز نیست بگی که طلاق باطل شده ولی آسیبی که به من زد از دست دادن خانواده ام بود به اضافه زخمی شدن جسم خودم!
گفت:
البته که منم مثل تو هستم...
خانواده ام رو از دست دادم، و دارم زنمو هم از دست میدم...
گفتم:
فکر نکنم منظورت من باشم!
گفت:
دقیقا با خودت بودم...
گفتم:
ولی من هیچوقت خودم رو زنه توی عوضی حساب نکردم!
گفت:
عوضی... لقبه دیگه ای که همیشه جزو اولین القاب پر استفاده توی کلکسیون القابم هست!
گفتم:
غیر از این هم نیستی، تو چیزی بیشتر از یه عوضی نجسه از خود راضی هستی!
و بعد گوشی رو خاموش کردم...
از دوباره رفتم زیره پتو و سعی کردم به خوابیدن...
_ ولی من خاموش کردن گوشی وسط گفت و گوی پرتنش رو نمی پذیرم، ولی به دل نمیگیرم!
ترسیدم، پتو رو کشیدم پایین و توی تاریکی چشم کور کن دنبال اون صدا بودم...
دیدگاه ها (۱۴)

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۶۸گفت: نادیا نفهمه.. باشه باش...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 193♡⁠。⁠)⁩هق هق ...

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای آزار دهنده ی زنگ ساعت گوشیم ، دستم رو...

رمان هکر کوچولوی من پارت هفتم

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۴۲صبح روز بعد، وقتی از خواب بیدار شدم، هنوز اتفاقات دیش...

Destiny part 21

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1. وقتی پریودی و.......

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: بیست و سوم"ویو مین جی"فروشنده خ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط