p7 دیدار دوباره

p7 دیدار دوباره

هینا : میگما تو حسی به رن داری؟
دوست هینا : چی.... خب اره.... دوسش دارم 😅کی هست که ازش خوشش نیاد
دوست رن؛ دیدی چی سد؟
رن : نه چی شد؟
دوست رن : نصف دخترای کلاس عاشقتن
رن : به کتفم


! : وقتی معلم ورزش گفت برین وسایل ورزشی رو بیارین رن دست هینا گرفت برد به بهونه ی کمک بردش تو اتاق وسایل چسبوندنش به دیوار و با عصبانیت ...

رن : هی هینا نمیخوام دیگه دوروبرت ببینمش فهمیدی؟ 👿
هینا : گمشو _دوسپسر منه دلم میخواد


! : رن از این حرف هینا بد عصبی میشه و اونو میبوسه هینا رن رو هل میده اونور و سبد رو بر میاد همین که میخواد بره..

رن : دورو برت ببینمش میبوسمت 👿**

! : هینا میره و بهش محل نمیده....


»بک هفته بعد «

! : از طرف مدرسه میبرنشون ساحل و به ویلای بزرگ میگیرن پسرا تو یه اتاق دختراهم تو یه اتاق و هرکی اتاق جدا داره پسرا هم شیطونی میکنن میرن پیش دوست دختراشون...

رن : هی هین...

جک : هینا بزار من چمدونت رو بیارم
هینا یه نگاه به رن : ها... نه نه خودم میارم
رن 😋:* دختر خودمه 😋*
هینا :* هعییی بدبخت شدم 😭😭*
رن : هینا من میارم

! هینا میبینه که چمدونش غیب شده و دست رن میبینتش رن چمدونش رو میبره تو اتاق بغل دست خودش 🤭...


باید برا بعدی😋😋😋
دیدگاه ها (۱)

داستان .بعد از اینکه بالاخره همه آروم شدن، بطری دوباره چرخید. این بار جلوی نابی ایستاد. هینا: نابی!

P26F2پسرا با دخترا رو درو میشنپسرا:ااااااااااااانیا:زهرماررر...

همون شبساعت ۱۱:۴۱ دقیقه که گوشیم لرزید.<<بیداری ؟>>جواب دادم...

کسخلان گروگان

پارت ۴= اووووووووومممم صد درصد + خب الهی شکر + راستی لیا تو ...

تکپارتی درخواستی

اتاق هفتمپارت اولوقتی پامون گذاشتیم توی خونه یه حس عجیبی داش...

سناریو استری کیدز وقتی

[•] عمارت عشق [•]Part: ²¹تو راهروی مدرسه راه میرفت، دنبال خی...

پارت ۲۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط