{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شازده کوچولو از گل پرسید:

شازده کوچولو از گل پرسید:
آدما چرا تورو نچیدن؟
من گلای زیادی دیدم که زیر دستو پا بودن!!
گل جواب داد :
من ارزش خاری که عاشقانه احاطم کرده رو میدونم!!
دیدگاه ها (۱)

دردآور تر از این که عزیز من نباشی فکر کردن به این است که روز...

از لب سرخابی اش گیلاس هم جا میزند؛تازه او کم رُژ به لب از تر...

به اندامم سوگندبه گیسوان بلندمبه لب های خونینمبه دستهایم سوگ...

شاید نگویند ولی ؛گاهی مردها هم دلشان ضعف میرود جای بغل کردن ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³²...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما چند ثانیه با ناباوری نگاهش کرد...

#سناریوموضوع:( وقتی عصبانی هستیم و اونا تح٫ریک میشن )P:3هان:...

زیر نور ماه 🎑 Part : 15(علامت ها : (کوک +)( گندم -)(تهیونگ&)...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part به دستام زل زدم.....

<پارت ۱>《برادره ناتنیم》ویو ا/ت الان ۱ ماه میشه که بابام با م...

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

عروسک من😈🔞

خودکار ابری

اسم : عشقی در تاریکی جنگل پارت ۷ (از زبان راوی ) بعد از چند ...

تکپارتی‌ &کوک&وقتی:``همش‌ توی‌ خونه‌‌ای و‌ نمیزاره....``پیشن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط