فیک شوگا چند پارتی (پارت آخر) مربی جدید

بعد ۳۰ دقیقه رسیدیم پیاده شدیم رفتیم
سمت رستوران که یه دستی رو روی دستم
حس کردم نگاه کردم دیدم که شوگا دستم رو گرفته دوستاش سرد بود معلوم بود که استرس داره چیزی نگفتم که وارد رستوران شدیم رستوران خوشگلی بود رفتیم توی یکی از میز ها نشستیم که پیش خدمت اومد و گفت
پخ: سلام قربان بفرماید
منو رو به ما داد
پخ:چی میل دارید
شوگا و من هر دو استیک سفارش دادیم
منو رو از ما گرفت و رفت توی این مدت هیچ حرفی نمی‌زند دستاش می‌لرزید و منم خندم می گرفت شوگا متوجه شد

شوگا: واسه چی میخندی؟
ا.ت: هیچی برای دست هات میخندم

شوگا به دستش نگاه کرد و دید میلرزه سریع برد زیر میز
شوگا: عاا یکم اینجا سرده

ا.ت با این حرف شوگا بیشتر خندش گرفت شوگا هم برای خنده های اون لبخندی زد که غذا ها شون اومد
وقتی داشتن غذا میخوردن کای خندیدن و ا.ت همش اوفتادم شوگا رو می‌گفت که شوگا هم دیگه داشت واسه اوفتادنش می‌خندید بعد غذا از اون جا رفتن تور راه ا.ت از ساحل می‌گفت از این که عاشق دریا هست عاشق شن ها هست شوگا که فهمید ا.ت از ساحل خوشش میاد تصمیم گرفت که اون رو ببره کنار ساحل
ا.ت توی راه چشم هایش رو بسته بود و یکم هم مست بود ا.ت بیشتر از شوگا خورده بود ولی می‌تونست زمان حال رو بفهمه (پس فکر نکنم که مست بوده یانه به شما میسپارم و میرم ادامه داستان) بعد ۱۴ دقیقه رسیدن ا.ت چشماش رو باز کرد و دید که شوگا آورده اون رو ساحل خیلی خوشحال شد و از شوگا زود تر پیاده شد شوگا سریع پیاده شد و رفت سمت ا.ت اون یکم تعجب کرده بود و وقتی دید که شوگا اون رو برآید استایل بغل کرد بیشتر تعجب کرد در حدی که چشماش از کاسه در اومد شوگا رفت سمت دریا و ا.ت رو گذاشت زمین ( مگه ا.ت پا نداره که اون رو بغل کرد؟)
ا.ت دست های شوگا رو گرفت و برد سمت دریا تا زانو رفتن توی دریا بهم آب پاشیدن و خندیدن ا.ت کاملا آب شده بود از دست شوگا بعد ۲۰ دقیقه اومدن بیرون نشستن روی شن ها نشستن
شوگا: ا.ت

ا.ت: هوم
شوگا :امممم چیزع .....من

ا.ت برگشت سمت شوگا

ا.ت: بگو

شوگا: ا.ت..من...ازت......

ا.ت :بگو دیگه دارم نگران میشم

شوگا: خوشم میاد

ا.ت خیلی تعجب کرد و سرجاش خشکش زد شوگا ناامید شده بود

شوگا: باشه....فهمیدم.......

ا.ت:شوگا.... خب منم یه حسی بهت دارم.... ولی

شوگا با خوشحالی نگاه کرد

ا.ت: از حسم مطمعن نیستم
شوگا دست ا.ت گرفت

شوگا:ا.ت من واقعا دوست دارم از همون روز اول من عاشقت شده بودم من بعد مدت ها برای اولین بار عاشق شدم ا.ت من... دوست دارم
ا.ت بهش نگاه کرد و با یه لبخند شوگا رو بغل کرد شوگا هم ا.ت رو بغل کرد بعد یک دقیقه از هم جدا شدن (بالاخره) شوگا دو دستش رو دور صورت ا.ت قفل کرد و صورتش رو نزدیک ا.ت کرد
شوگا: خیلی دوست دارم ا.ت
ا.ت: منم
شوگا لب هایش رو رو لب های ا.ت گذاشت و اون هارو بوسید از ا.ت جدا شد و گفت که
شوگا : حاضری
اجازه نداد که از.ت حرف بزنه این بار خیلی وحشی لب های ا.ت رو بوسید از.ت هم همراهی کرد شوگا دست هاش رو دور کمر ا.ت گذاشت اون رو روی شن ها دراز کشوند و شروع کرد به مارک گذاشتن
شوگا: میخوای بریم خونه
ا.ت:اره .
شوگا ا.ت رو برآید برداشت و برد سمت ماشین نشوند بعد ۱۷ دقیقه رسیدن شوگا پیاده شد و رفت سمت ا.ت ا.ت هم پیاده شد شوگا بغلش کرد و در خونه رو باز کرد و برد تو اتاق پرتش کرد رو تخت و روش خیمه زد لباس ا.ت رو داد بالا و کلا در اورد شلوار و شورت ا.ت رو هم در اورد شروع کرد به مارک گذاشتن بعد ۱۰ دقیقه لباس های خودش رو هم در اورد و روش خیمه زد در گوشش گفت که نترس و بعدش واردش کرد ا.ت از درد نا.له کرد اما شوگا کامل واردش میکرد بعد ۳۰ دقیقه هردو از خستگی توی بغل هم خوابیدن



تمام اینم از پارت آخر
پارت بعدی رو قرار امروز معرفی کنم
اگه خوشتون اومد ممنون میشم لایک کنین و کامنت بزارید ❤️ 🎀
دیدگاه ها (۰)

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟓 | دریاچند ماه بعد، بهار از راه رسید.ا/ت بالاخره تصمیم...

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

P24سوار ماشین جیمین شد،جیمین با لبخند نگاهی به تیپ ا/ت انداخ...

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

سناریو سانزو پارت 3

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

تکپارتی از جین...«دوستان بعضی اوقات ممکنه وسط فیک طولانی تک ...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط