جادوگر کوچولو
در کلاس هایگرید
هایگرید:خوب بچه ها این جا یه جونور داریم الان آموزش میبینید که چه جوری سوارش بشید.........کسی داوطلب نیست؟
یکی کایرو رو حل داد
هایگرید:خوب کایرو بیا اینجا
کایرو:ا....اخه.....من
هایگرید: بیا نترس
که باجی از پشت سرش میاد: بیا باهم بریم
باجی و کایرو میرن به سمت اون وسوارش میشن
کایرو باجی رو بقل میکنه
باجی کایرو رو بقل میکنه: نترس ببین چقدر حال میده
کایرو چشم ها شو باز میکنه: واییی چقدر خوبه
از اون ور هری میخواست کایرو برای یک بار هم که شده نگاش کنه
پرش به کلاس اسنیپ
اسنیپ: شروع کنید
هری در افکار خود: اگر توی معجون سازی خوب باشم شاید نگام کنه!
ولی کایرو باجی رو کمک میکرد
(بیچاره هری)
ولی هری گند زد به معجون(مثل کاری که من امروز کردم داستانش طولانیه)
متاسفانه کایرو یه هزارم ثانیه هم بهش نگاه نکرد
دیگه هری قاطی کرد
هری: هرماینی؟!
هرماینی: بله(با زوق)
هری: چی کار کنم که کایرو منو آدم حساب کنه؟
هرماینی که عصبانی شده بود که چرا اون به فکر کایرو اِ : آخه کی تو رو آدم حساب میکنه!؟
هری: نخواستیم بابا
هری رفت پیش رون: رووووون؟!
رون:هااااا
هری: چی کار کنم کایرو باجی رو ول کنه و با من باشه
رون: امممممممم......باید خود کشی کنی
هری: رون تو دیگه چرا💢💢
رون : من توی درس موندم بیام بگم که تو چیکار کنی کایرو با تو بیاد با جی بهم بزنه؟
هری:مگه من چمه💢💢
رون:برو بهش درخواست بده همیییین💢
هری میره تا به کایرو دخواست بده: اممممم سلام کایرو میشه......با من دوست ب_
باجی: هی بچه خر خون گورتو گم کن💢
هری: خوب میخوام دوستن بشه دیگه💢💢💢💢
باجی: نه تا وقتی من این جان (میگیره هری رو مثل سگ میزنه)
هری او اون به بعد افسردگی میگیره
پایان کل سناریو چون دیگه حوصله ندارم
و اینکه به شما چه من چی توی سناریو مینویسم شاید دوست داشته باشم بنویسم دراکو مُرد یا هری مُرد این سناریو رو من مینویسم و شما میخونین اگر میخواین برید خودتون بنویسید و اون بی شوعوری که توی کامنتا گفته اوو چرا دراکو رو رز به خودم مربوته احمق
اره دیگه
سایو نارا برای همیشه
هایگرید:خوب بچه ها این جا یه جونور داریم الان آموزش میبینید که چه جوری سوارش بشید.........کسی داوطلب نیست؟
یکی کایرو رو حل داد
هایگرید:خوب کایرو بیا اینجا
کایرو:ا....اخه.....من
هایگرید: بیا نترس
که باجی از پشت سرش میاد: بیا باهم بریم
باجی و کایرو میرن به سمت اون وسوارش میشن
کایرو باجی رو بقل میکنه
باجی کایرو رو بقل میکنه: نترس ببین چقدر حال میده
کایرو چشم ها شو باز میکنه: واییی چقدر خوبه
از اون ور هری میخواست کایرو برای یک بار هم که شده نگاش کنه
پرش به کلاس اسنیپ
اسنیپ: شروع کنید
هری در افکار خود: اگر توی معجون سازی خوب باشم شاید نگام کنه!
ولی کایرو باجی رو کمک میکرد
(بیچاره هری)
ولی هری گند زد به معجون(مثل کاری که من امروز کردم داستانش طولانیه)
متاسفانه کایرو یه هزارم ثانیه هم بهش نگاه نکرد
دیگه هری قاطی کرد
هری: هرماینی؟!
هرماینی: بله(با زوق)
هری: چی کار کنم که کایرو منو آدم حساب کنه؟
هرماینی که عصبانی شده بود که چرا اون به فکر کایرو اِ : آخه کی تو رو آدم حساب میکنه!؟
هری: نخواستیم بابا
هری رفت پیش رون: رووووون؟!
رون:هااااا
هری: چی کار کنم کایرو باجی رو ول کنه و با من باشه
رون: امممممممم......باید خود کشی کنی
هری: رون تو دیگه چرا💢💢
رون : من توی درس موندم بیام بگم که تو چیکار کنی کایرو با تو بیاد با جی بهم بزنه؟
هری:مگه من چمه💢💢
رون:برو بهش درخواست بده همیییین💢
هری میره تا به کایرو دخواست بده: اممممم سلام کایرو میشه......با من دوست ب_
باجی: هی بچه خر خون گورتو گم کن💢
هری: خوب میخوام دوستن بشه دیگه💢💢💢💢
باجی: نه تا وقتی من این جان (میگیره هری رو مثل سگ میزنه)
هری او اون به بعد افسردگی میگیره
پایان کل سناریو چون دیگه حوصله ندارم
و اینکه به شما چه من چی توی سناریو مینویسم شاید دوست داشته باشم بنویسم دراکو مُرد یا هری مُرد این سناریو رو من مینویسم و شما میخونین اگر میخواین برید خودتون بنویسید و اون بی شوعوری که توی کامنتا گفته اوو چرا دراکو رو رز به خودم مربوته احمق
اره دیگه
سایو نارا برای همیشه
- ۳.۳k
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط