{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P22

P22
F2
امیل،بکی:تو
بکی😳🍅(ترکیبی بزنید این دوتا ایموجی رو)
امیل:چ..چی..
بکی:.ا...میل🍅...تو....منو.....دوست...🍅داری.؟..
امیل:🍅وتو....هم..منو..؟
بکی که خیلی تو شک بود با صدا رعد و برق یه خودش اومد و سریع رفت تو بقل امیل(امیل🍅)
امیل:🍅چی...چی..شد؟
بکی:رعد و برق زد😖(ترسید بچم)
امیل:خوب
بکی:چی خوب
امیل:خوب...
بکی:خوب به جمالت،بابا من نیترسم😡
امیل زد زیر خنده
بکی از تو بقل امیل اومد بیرون
بکی:نخند😡
که یه دونه دیگه زد و بکی دوباره رفت تو بقل امیل،و امیل هم نازش کرد تا اروم شه بعد از یک ربع،بیست دقیقه بکی از تو بقل امیل میاد بیرون
امیل:اروم شدی؟
بکی:اره،هاااا(خمیازه)
گرفتن خوابیدن(بینشون فاصله بود خواهران)

ویو پیش انیا و دامیان
انیا:دامیان؟
دامیان:بله؟
+بکی از امیل خوشش میاد
_چه باهال اخه امیل هم از بکی خوشش میاد
+یه چیز دیگه،ولی میترسم عصبی شی؟
_چیه که ممکنه منو عصبی کنه؟
+خوب راستش...اندر....از....کلویی.....خوشش اومده😖🥵
_چییی
+نباید میگفتم؟
_چطور ممکنه؟.....
+اروم باش
_برای چی؟
+چی؟
_من عصبی نیستم
+😳چی...چطور
_بیا اون دوتا رو به اهم برسونیم
+باش ایدت عالیه

بایی تا بعد(شرت ۷ لایک)

*****
دیدگاه ها (۱)

P23F2انیا:ایده.ت عالیهو خوابیدن فرداهند:بچه ها از اونجایی که...

P21F2(مامان انیا و اندر تو ازمایشگاه مرد بخاطر ازمایش ها مرد...

P20F2شب بود همه بچه ها تو جنگل دور اتیش نشسته بودنم و داشتن ...

عشقی حقیقی

ادامهه چون لایکاش زیاد شده بود

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

عشق پنهان

عشقی حقیقی

عشق پنهان

تو منو دوست داری؟پارت ۱۶ویو انیا برای استراحت دراز کشیدم که ...

عشق پنهان

p8بچه ها رفتن سره کلاس تا مربی کرزش امد وگفت وسایلتون رو جعم...

ادامهممکنه وستا 🔞بشهرفتن سره تمرین قسمت اولکاران:ببینید قرار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط