تک پارتی

#تکپارتی
#درخواستی

موضوع: زن و شوهریم و از دستش ناراحت شدیم میخواد ما رو خوشحال کنه برامون کادو میخره ما هم خوشحال میشیم میگه حالا که خوشحالت کردم تو هم باید خوشحالم کنی😈...

ویو تهیونگ:
هعی امروز ناراحتش کردم باید یک جوری خوشحالش کنم... اخه یکی نیست بهم بگه واسه سر یک چیزه الکی کی دعوا میکنه که من دعواش کردم و ناراحتش کردم، الانم باید حتما برم براش کادو بگیرم و ببرم خونه.
پایان ویو تهیونگ.
تهیونگ داشت برمیگشت خونه توی راه بود یک مغازه دید که کلی خوراکی های خوشمزه و جدید اورده بود.
تهیونگ رفت از اونجا کلی خوراکی خرید.
بعد از اون رفت به یک مغازه گل فروشی و یک گل خیلی قشنگ خرید.
بعدشم رفت چند تا عروسک خیلی کیوت و خوشگل خرید.
بعد از اینکه چیزایی که خواست رو خرید به سمت خونه حرکت کرد.
بعد از دقایقی تهیونگ رسید خونه.
🐻: عشقم اومدم
🗣:.......
تهیونگ وقتی دید ا. ت جوابشو نمیده رفت داخل اتاق پیشش با لوازم هایی که خریده بود
🐻: عاممم عشق تهیونگ نمیخواد برگرده ببینه براش چی خریدم؟
ا. ت با شنیدن این حرف سریع برگشت و با دیدن لوازم های دست تهیونگ لبش خندون شد و به سمت تهیونگ رفت.
ا. ت لوازم هارو از تهیونگ گرفت و رفت روی تخت نشست تا ببینشون.
بعد از دقایقی که ا. ت کل لوازم هارو دید سریع پرید بغل تهیونگ
🗣: مرسی عشقممم خیلی خوشحال شدممم
🐻: هوم خوشحال شدی؟
🗣: اره خیلی زیادددددددددد«روی گونه تهیونگ رو بوسید»
🐻: خب چطوره بیبی من هم خوشحالم کنه هوم؟
🗣: اره اما چجوری
🐻: چجوری نداره فقط باید لخت شی و بدنتو بدی به من که البته ماله خودمه😈🫦
🗣: نهههه امشب نهههه
🐻: نمیخوای ددی.ت امشب خوشحال بشه هوم؟
🗣: عام باشه قبول
تهیونگ تا کلمه قبول رو شنفت ا. ت رو انداخت روی تخت و روش خیمه زد.
خوشتون اومدددد دیگه اینحوری میزارممم
برای ارسال اسمات بنویس نیلسا بوس بوسی
دیدگاه ها (۴۷)

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

سناریو بونتن پارت۸

ادامه سناریو

سناریو کوک پارت دوم

سناریو🎀وقتی فک می کنی رقتن سرکار وتو دنس خیلی هاتی میری[شوهر...

سناریو ران پارت یک

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

فیک تهیونگ

[سناریو]موضوع:: وقتی برادر رفیقتن و تو میری خونه ی اونا (روت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط