تابوت شهید که آمد

تابوت شهید که آمد
مادر کفن را باز کرد
فرزند دلبندش سر در بدن نداشت
خندید وگفت:
قول داده بود بیاید و آمد ...
پسرم همیشه سرش میرفت
قولش نمیرفت
مثل الان

گفت فحشا در کجا آید پدید؟
گفتمش در کوچه های بی شهید!
دیدگاه ها (۴)

★دستبند ما؟!...p⁵(end)با اطمینان گفتم:"همه چیز رو درست میکنم...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 47سه روز از خبر مرگ آدرین گذشته بود....

#تجربه_من ۱۳۷۰#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری_بهنگام#تحصیل #د...

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۱۰ از ۱۰: «جایی که همه‌چیز شروع شد»پایان...

🎭 آخرین نقشپارت پانزدهم | پایانچند هفته بعد...شب اکران فیلم ...

007-پنهان در مه - پارت ۷۲

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

سناریو مایکی{جنگل چشمات}خیلی آروم پاکش کرد. و بعد چشماشو بست...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت هفتمکوک دوید.نه آن‌قدر که صدای ...

جادویی به نام عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط