مرز پشیمانی

مرز پشیمانی

با این همه دلتنگی، از من تو گریزانی
راهت به کجا افتاد؟ ای داد، نمی دانی!

ای بینیِ نوک بالا، ای پاک ترین مغرور
با این همه خودخواهی، یک بی سر و سامانی

گیسویِ تو معنایش، کُفر از سَرِ زیباییست
زیباتر از این هستی، وقتی که پریشانی

دست از سرِ من بردار، در لحظه یِ تنهایی
از توطئه سرشاری، در ظاهرِ انسانی

این صید که می بینی، در حسرتِ دریا بود
می شد که رهایش کرد، می شد که نمیرانی

جانِ من و جانِ تو، یکبار بگو جانم
ای جانِ جهانِ من، ای عاملِ بیجانی

دیدی که چه پیش آمد، دیدی چه ر‌َکَب خوردم؟
آخر تو مرا بردی، تا مرز پشیمانی
#حسین_حیدری"رهگذر"

اثری از مجموعه هشتم
مرگبار(فصل اول)


#عاشقانه #عکس_نوشته #عکس_نوشته_عاشقانه #هنر #ایده #خلاقیت #جذاب #wallpaper #رمضان_کریم🌙🌹🍃
دیدگاه ها (۱)

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

بسم الله الرحمن الرحیم ‌حکایت شیطان و کهن‌ الگوهایش :روزی شی...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانیتو...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :حکایت استدلالی از دی...

contact 🍷#contract𝑃𝑇8ویو هویج:روز بعد:صدای سم اسب‌ها از پشت ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۸سرعت زیادش رو کنتر...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

چهار بعدازظهر بود و تو دقیقاً جلوی پیست اسکیت روی یخ ایستاده...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط