پناهگاه

#پناهگاه
پناهگاه من اینجاست، کنج دنجم...
من اینجا فکر میکنم، کار میکنم، کشف میکنم، مینویسم، میخونم، کوه رو جابجا میکنم، یک وقتهایی هم از زور ناامیدی، های های گریه میکنم، زمین و زمان رو ناسزا میگم، با همه چی لج میکنم ، بعد دوباره آشتی میکنم با خودم ...
اینجا اسم نداره، تعریف داره
اینجا مطب روان درمانی منه، اینجا بهترین و بدترین روزهای منو میبینه ولی بازبون بی زبونیش هر روز فقط یچیزی رو به من میگه، «تو نیومدی که کم بیاری...»
حالا بهت فرصت میدم یروزایی شلوغش کنی، یروزایی کرکره رو بکشی پایین تو آشفته بازار فکرهات غلط بزنی، بخوابی کف زمین یک روز کامل به سقف خیره بشی، ولی برمی‌گردی دیگه نه؟!
زیاد لفتش که بدم، بهم میگه پاشو جمع کن خودتو، روز بد یک روز دو روز، پاشو دیگه بسه! پاشو بیا باهم یک آهنگ بذاریم، فضارو عوض کنیم، عطر قهوه رو تو اتاق پخش کنیم، بیا امیدوار باشیم کم کم حالمون بهتر بشه... بیا امیدوار باشیم دنیا جای بهتری میشه ...
.
.
دیدگاه ها (۱)

‏🐿[۱۵:۰۰ ~ ۱۵:۰۴ به وقت کلمبیا]آه، تبدیل به یه پسر سرماخورده...

🤍🛡️ یه کم آروم‌تر با دیومانده!دیومانده تا اینجا عملکرد بدی ن...

مربی موتور سوار

#چندخاطره🔸واو به واو این خاطرات شهیده واعظی بسیار خواندنی اس...

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

اسلاید دوم‌.جالبه در نظر و نطق تسلیم طلبای گوسفند وطنی،ارباب...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁶ویو یوناکه یهو یک مرد اومد جلو ...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط